دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١٣
دين پژوهى به روش كلامى، فلسفى، تاريخى و نيز نگرش مردم شناسانه به دين، روانشناسى دين، جامعهشناسى دين، پديدارشناسى دين، ادبيات و هنر دينى كه هر كدام يك بحث تفصيلى خاص را مىطلبد كه در اين مختصر نمىگنجد. «١» اهميت دين پژوهى دين پژوهى، كه رهاورد دين گرايى بشر در طول تاريخ مىباشد از اهميت ويژهاى برخوردار است. اين اهميت از نقش سازنده و تعيين كنندهاى كه خود دين در زندگى مادى و معنوى بشر دارد ناشى مىشود.
چه اين كه بيشتر متفكران و انديشمندان بزرگ، به ويژه در غرب درباره دين، پژوهشها و تحقيقات گستردهاى انجام داده و به اين حقيقت اعتراف كردهاند كه «دين، پيوسته نقش سازندهاى بر فرهنگ و تمدن و اساساً حيات آدمى داشته است» همچنين متفكرانى چون «كريستوفر مانيرز (١٧٤٧- ١٨١٠ م) كه از نخستين محققان جديد غربى است ثابت كرده كه هرگز قومى بدون دين وجود نداشته و علاقه به دين در نهاد انسان نهفته است. ويليام جيمز نيز مىگويد: «دين انسان، عميقترين و خردمندانهترين چيز در حيات اوست». «٢» همچنين حكما و متفكران بزرگ دوران باستان مانند: افلاطون و ارسطو، بنابر تحقيقاتى كه درباره اقوام و ملل دوران مختلف تاريخ بشر انجام دادهاند، اظهار داشتهاند كه دين در روزگاران گذشته بهتر و واقعىتر بوده و اعتقاد به الوهيت يك پديدار جهانى و عام بوده است. «٣» درباره نقش سازنده دين (اسلام) در زندگى، متفكر غربى معاصر «ويلسون» مىگويد:
در دينى چون «اسلام» كه يك نظام حقوقى (فقهى) مشخص و معين در آن اين چنين جايگاه مهمى دارد، قطعاً نمىتواند درباره مقتضيات زندگى جديد مورد استشاره (و