اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٢
و اعمال او گردد. به همين دليل، كريمان هيچ گاه، شخصيت و شرافت خويش را با دنيا سودا نمىكنند:
«مَنْ كَرُمَتْ نَفْسُهُ صَغُرَتِ الدُّنيا فى عَيْنِهِ» «١» هر كس به بزرگوارى رسد، دنيا در نظرش كوچك گردد.
هم از اين رو، كريمان، بذل و بخشش و دستگيرى از درماندگان و مستمندان را سر لوحه زندگى خويش قرار مىدهند و شيرينى زندگى را در شادى ديگران مىجويند و لذّت معنوى را بر هر لذتى ترجيح مىدهند، در حالى كه انسانهاى بى كرامت به چيزى جز كامجويى حيوانى نمىانديشند:
«لَذَّةُ الْكِرامِ فِى الْاطْعامِ وَ لَذَّةُ اللِّئامِ فِى الطَّعامِ» «٢» بزرگواران از خوراندن و فرومايگان از خوردن لذّت مىبرند.
٥- وجدان اخلاقى كريمان از سريره نيكو و اعتدال روانى برخوردارند و كرامت و شرافت آنان جانمايه پايبندى به اخلاق نيك مىگردد و اين تعهّد، همواره سبب كمال يابى و نيل به درجات بالاتر مىشود. امام متقيان عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«الْكَريمُ يَرى مَكارِمَ افْعالِهِ دَيْنًا عَلَيْهِ يَقْضيهِ» «٣» بزرگوار، نيكوكارى را وامى بر عهده خويش مىداند كه بايد آن را ادا كند.
بنابر اين سخن حكيمانه، كرامت و شرافت آدمى، بسان نيرويى قوى دمادم او را به سوى مكارم و دورى از زشتىها وا مىدارد و افكار، كردار و گفتار او را زير نظر دارد و هر كارى را با معيار بزرگ منشى مىسنجد و درباره هر كارى كه با حيثيت و شرف او