دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٨ - محورهاى دعا
درست نيست كه به فكر چشم، گوش و دستش باشد براين اساس اهمّيت و نقش صحّت جسمى بعد از صحّت درونى و تكامل روحى انسان است و كسى كه داراى چشم، گوش، دست و ديگر اعضاى سالم نيست نبايد از خدا نيرو و توان براى مبارزه با دشمن بخواهد، زيرا نيرو و توان انسان از طريق داشتن چشم، دست، گوش و.. حاصل مىشود و كسى كه بر ستمگر درونى پيروز نشده است نبايد به فكر پيروزى بر ستمگر بيرونى باشد لذا انسان بر ستمگر خارجى بعد از تمام كردن كار ستمگر داخلى مىتواند پيروز شود، از اينجاست كه در دعا مىگويد:
و خون ما را بر گردن آنكه به ما ستم كرده بگذار.
و سپس:
وما را بر كسى كه با ما دشمنى كرده يارى ده.
ملاحظه مىكنيم كه «مراحل دعا» يا مربوط به مرحله بندىِ «تربيتى» است و يا مربوط به مرحله بندى «بيرونى» و واقعى. در اين صورت گام اوّل، تدبّر در سبك است براى دريافت رابطه واقعى يا درونى ميان عبارات مختلف دعا.
٣- در پرتو كلمات، زيرا كلمات به علاوه آنكه معانى نزديكى دارند، در پرتو آنها مجموعهاى افكار معيّن نيز به ما الهام مىشود:
«اللّهمّ انِّى أَفْتَتِحُ الثَّنَاءَ بِحَمْدِكَ.»
چرا نگفت: «افتحُ الثناء»؟ زيرا در اينجا از لحاظ پرتو كلمه، فرق بزرگى هست ميان «افتتحُ» و «افتحُ» اگر چه اين دو كلمه در معنى به هم نزديكند.
و همچنين اين عبارت:
«وَأَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوَابِ بِمَنِّكَ.»
چرا نگفت: «وأَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلسَّلِيمِ»؟ زيرا «صواب» در فكر است و «سلامت» در جسم. بله، اين است كه هر كلمهاى به علاوه معناى خود، الهاماتى بيرونى را حمل مىكند كه ناچار آنها را بايد در ضمن تدبّر خود در نظر بگيريم. در