دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٣ - ٥- دعا ميانه پيدا و ينهان
تأمّل در اين بخش از دعا ما را به انديشههايى مىرساند كه بارزترين آنها از اين قرارند:
الف- در اينجا پيوندى استوار ميان «خالق خلق» و «گستراننده روزى» هست، زيرا بر اساس آنچه از آيات قرآن و تدبّر در طبيعت جهانى كه در آن زندگى مىكنيم بر ما روشن مىشود، آفرينش خدا به اين صورت نبوده است كه اشياء را از نيستى به هستى آورد، بلكه جوهر و ذات اشياء همواره نيستى است، خدا برقى از نور هستى بر اشياء فرو پاشيده و آنها با تكيه بر خداست كه موجود شدهاند و قائم به اويند و خداوند است كه بر هر چيزى قيّوم است و اگر لحظهاى موجودات را رها كند، نيست و نابود مىشوند و از آنها چيزى بجا نمىماند. اين آسمانهاى عظيم و اين فضاى نامتناهى با كهكشانهاى كه در آن است، همه قائم به فرمان خدا هستند:
(إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّموَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِن بَعْدِهِ...).
(سوره فاطر، آيه ٤١)
«
همانا خدا آسمانها و زمين را از اينكه نابود شوند نگه مىدارد واگر رو به زوال نهند گذشته از او هيچكس آنها را محفوظ نتواند داشت.»
مفهوم عطا و فيض مستمر و هميشگى، مفهومى است متناسب با روزى، زيرا آنكه هستى را به اشياء اعطاء كرده، همواره تكامل و استمرار و برآورده شدن نيازها را نيز به آنها به شكلى منظّم اعطا مىكند.
وجود ما براى ادامه يافتن، به خدا نيازمنداست نمود ظاهرى اين حقيقت، روزى خداست كه اگر آن را از ما باز مىداشت، اگر اين اكسيژنى را كه تنفّس مىكنيم و اين خوراكى را كه تغذيه مىكنيم و از طريق آن سلولها و بافتهاى بدن ما رشد مىكند، از ما باز مىداشت، طبعاً سرنوشت ما مرگ بود و نه فقط مرگ، بلكه از هم پاشيدن و به خاك تبديل شدن.