دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٨٢ - ١٢- پايههاى حكومت اسلامى
پس براى بازگردانيدن انسان به انسانيّت خود و به ياد او آوردن اينكه:
اى انسان تو مىتوانى زندگى رفيعى بنا كنى و اين زندگى كه دارى زندگى عقب ماندهاى است، بايد آن را رها كنى و دگرگون سازى، بايد با همه زمينههايى كه باعث آن شده كه تو اين چنين زندگى داشته باشى بستيزى، چه به عنوان فرد در مقابل طبيعت و چه به عنوان جامعهاى در برابر ساير جوامع، تا به زندگى آزاد دست يابى؛ براى تذكّر اين حقيقت به انسان به دعاهايى نيازمنديم كه به ما مىگويند:
هرگاه زندگى شما سخت شد و اوضاع زندگانى شما درهم پيچيد و وضعيّت شما به حالتى استثنايى رسيد و دنيا به شما پشت كرد، به اين معنى نيست كه فعلًا استحقاق پيشرفت و كرامت را نداريد و بايد به اين حال راضى شويد؛ بلكه بر عكس، بر شماست كه پيوسته از خدا بخواهيد كه زندگى بهترى به شما ببخشد و اين درخواست و دعا شما را مؤمن مىكند به اينكه وضعيتى بهتر از اين كه داريد امكانپذير است و مىكوشيد تا به آن برسيد و اين چنين آتش آرزو در شما خاموش نمىشود و روح پيشرفت در درونتان نمىميرد. بخش اخير دعاى افتتاح در همين چارچوب است:
«خدايا با او پريشانى ما را بر طرف كن» تا امّت امّتى يگانه شود، «و پراكندگى و رخنه ما را بر طرف فرما» ديوارها و دژهاى كشورهاى ما ويران شده است، در آن رخنههايى پديد آمده است كه دشمن از آن به درون مىخزد و اين رخنهها جز با تضرّع و درخواست از خدا، سد نمىگردد. با يك نگاه به جهان اسلام به عمق پراكندگى و چند دستگى كه در كشورهاى اسلامى وجود دارد پى مىبريم، واينكه چگونه اين كشورها به بهانههاى مختلف قومى و ملّى باهم اختلاف دارند و از هم پراكنده هستند.
«و شكاف ما را بپيوند» شكاف كمتر از رخنه است، امّا به سهم خود چيزى