دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٤ - تدبّر در ذكر
پس اگر در جهان بيش از دو چيز وجود ندارد و آن خالق و مخلوق است؛ و هرگاه انسان، حقيقت مخلوق بودن وضعف و عبوديت خود را شناخت، خداى خود را نيز شناخته است، به اين اعتبار كه آفرينش چيزى غير از اوست و او چيزى غير از آفرينش و آفريدگان، يعنى صفات آفريدگان در خور او نيست.
از اينجاست كه مىفهميم ميان خداشناسى و خودشناسى تا چه حد ارتباط وجود دارد، پس براى آنكه به خداشناسى برسيم بايد از راه خودشناسى برويم:
(سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُ...).
(سوره فصّلت، آيه ٥٣)
«بزودى نشانههاى خود را در جهان برون و درو نشان بدانان مىنماييم تا براى آنان پديدار شود كه او حقّ است.»
خودشناسى راهى است براى خداشناسى، به خود بازگرد و بپرس: من ضعيف هستم يا قوى؟ درمانده هستم يا توانا؟ نيازمندم يا بى نياز؟ و براى جستن پاسخ درست به عمق وجود خود رجوع كن؛ از راه فطرت، حقيقت را خواهى يافت: من ضعيف و درمانده و نيازمندم پس به كسى قوى، توانا و بى نياز باشد محتاجم.
از طريق اين معادله كه آن را به روشنى و فراوانى در دعاها مىبينيم، به شناخت خدا مىرسيم. اين معادله خويشتن ما را، براى پس از يك سو اندازه ضعف، درماندگى و نياز خود و از سوى ديگر خداوند عزّت را- كه خالق، قوى، توانا و بى نياز است- مىشناسيم.
براى توضيح بيشتر، بعضى از قسمتهاى دعاى «عرفه» را مىخوانيم، بايد اين عبارات را با تدبّر بيشتر و بازگشت به وجدان و فطرت خواند:
خدايا من در بى نيازى خود نيازمندم پس چگونه در نياز خود نيازمند نباشم؟