دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٣ - ٦- نياز انسان به خدا
سپاس خدا بايد در شكل خوددارى از معصيت نمايان شود: «همه عيبها مرا مىپوشاند و من نافرمانيش مىكنم»، پوشش خدا بر انسان، بايد به مانعى تبديل شود در برابر معصيت و نبايد اين پوشش عاملى شود كه انسان در پناه آن در گناه فرو رود. اگر انسان ايمانى راسخ ندارد كه او را از گناه بازدارد، ناچار بايد از خدا كه ننگها و عيبهاى او را از خلايق مىپوشاند، شرم داشته باشد.
«نعمتى عظيم به من مىدهد و جزاى آن نمىگزارم.»
خداى تعالى در زندگى به ما بركت مىدهد، بلكه هر جزئى از زندگى ما نعمتى عظيم است از خدا، همسر و فرزندان نعمتهاى خدا هستند، عزّت و آزادى و قدرت نيز، امّا ما به ازاى همه نعمتهاى عظيم خدا، در جهت خدا كارى نمىكنيم بلكه زندگى را در غفلت از اين همه نعمت ادامه مىدهيم: «نعمتى عظيم به من مىدهد و جزاى آن نمىگزارم... چه موهبتهاى گوارايى كه مرا عطا كرد و بيماى عظيمى كه كفايت نمود.»
مواهب خدا غالباً چنان است كه انسان آنها را مىشناسد و لمس مىكند و گاهى نيز بر آنها شكرى مىگزارد، امّا لطف خفى خدا آن است كه گرفتاريها و خطرهاى بزرگ را از انسان دفع مىكند، چه انسان هر لحظه در معرض صدها خطر و گرفتارى است: بيمارى، فقر، شكست و مرگ: خداى متعال كسى است كه همه اينها را از انسان دفع مىفرمايد.
(لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ...).
(سوره رعد، آيه ١١)
«براى هر چيز پاسبانها از پيش رو و پشت سر بر گماشته كه به امر خدا او را نگهبانى كنند.»
هر انسانى تعدادى فرشته دارد كه خدا بر او وكيل فرموده، اين فرشتگان به مثابه نگهبانانى هستند كه او را از معرض به خطر افتادن نگهدارى مىكنند و اگر هر