دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢١ - ٣- گنجينههاى خدا، پايانى ندارند
من دارى و از قدرتت نمودى و از اجابتت به من شناساندى...
مهمترين نياز انسان اين است كه پردهها و موانعى را كه ميان او و خداست از ميان بردارد، مهمترين مانع، گناهان اوست، خدا از آفريدگانش پوشيده نيست و فقط گناهان آنان باعث اين پوشيدگى مىشود، بنابر اين نخستين خواسته اين است كه گناهان ما را عفو كند و از خطاهاى ما بگذرد و ستم ما را ببخشايد و كارهاى زشت ما را بپوشاند و در برابر جرمهاى بسيارى كه مىكنيم بردبارى نشان دهد و خدا همه اينها را استجابت مىكند و ما را غريق رحمت واسع و لطف همه گير خود مىفرمايد و اين رحمت باعث آن مىشود كه از خدا بيشتر و بيشتر درخواست كنيم و دستهاى خود را به سوى او بلند كنيم. ما گناهان بسيارى مرتكب شدهايم امّا خدا ما را مؤاخذه نكرده و با آنكه گناهان را همواره تكرار كردهايم ما را عذاب نداده است، بلكه عكس آن صحيح است زيرا پيوسته رحمتش از هر سو شامل حال ما مىشود و بر نعمت ما مىافزايد و مغفرت خود را بر ما آشكار مىكند و هرگاه گناه و خطايى كنيم ما را به توبه و بازگشت به سوى خود مىخواند.
اين رحمت خدا ما را شجاع مىكند كه به درگاه او رويم و از او درخواست كنيم و با آنكه ما روسياه گناهيم او كريم است و مىگذارد كه از او درخواست كنيم.
خدا بندگان را آفريد تا بر آنان رحم كند نه آنكه عذابشان دهد: «منزّه است آنكه بر اهل مملكت خويش ستم نمىكند، منزّه است كسى كه زمينيان را با عذابهاى گوناگون مؤاخذه نمىكند»، «خدايا گذشت از گناه و خطاى من و بخشايشت بر ستمم و پوششت بر كار زشتم و بردباريت بر گناه بزرگم، آنگاه كه به سهو يا عمد مرتكب شدم، مرا به طمع انداخت...» اين نعمتهاى پى درپى مرا به طمع مىاندازد: «كه آنچه را مستوجب نيستم از تو درخواست كنم» همه آنچه كه باعث شد منِ فقيرى كه مستوجب و سزاوار رحمت تو نيستم، در خانه تو را بكوبم و از تو رحمت واسعت را بخواهم، «تويى كه از رحمتت به من دادى و از قدرتت