دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٧ - ٤- رابطه انسان با خدا
نخواند و از او بخاطر گناهانش آمرزش نطلبد، انسان وقتى به خدا جفا مىكند و رابطهاش را با او مىگسلد به كجا پناه ببرد؟ و آيا كسى جز خدا هست كه حاجات خود را از او بخواهيم و در آرامش و سختى به او پناه ببريم؟
ما با لطف و رحمت او زندهايم و بر روى زمين و زير آسمان او زندگى مىكنيم و همه حركات و سكنات ما در دست اوست، بنابر اين چگونه است كه به او جفا مىكنيم و پيوند خود را از او مىگسليم؟
روايت شده كه مردى نزد امام حسين عليه السلام آمد و گفت: من مردى معصيتكارم و بر گناه صبر ندارم پس مرا موعظهاى كن. امام فرمود: «پنج كار كن آنگاه هر گناهى كه خواستى بكن:
اوّل- روزى خدا را مخور،
دوم- از ولايت خدا بيرون رو،
سوم- جايى را بجوى كه خدا تو را نبيند،
چهارم- آنگاه كه فرشته مرگ آمد تا روح تو را بازگيرد او را از خود دفع كن،
پنجم- هرگاه كه تو را در آتش بردند داخل آن مشو.»
ص ١٢٦ ، بحار الانوار ج ٧٨
«پس ببخشاى بنده نادانت را و بر او احسان كن.»
و بدينگونه انسان در حاليكه طالب رحمت اوست و معترف به نادانى و نياز مبرم خود به فضل و احسان خدا، به خدا تضرّع مىكند و با اين زارى و تضرّع بخش اول دعاى افتتاح به پايان مىآيد. و همانطور كه قبلًا گفتيم دعاهاى به جامانده از معصومين معمولًا با حمد و تنزيه و تسبيح خدا شروع مىشوند، سپس نوبت به تضرّع و زارى در پيشگاه خدا و طلب حاجات از او مىرسد، از اينرو بخش اوّل دعاى افتتاح با حمد و ثنا و تسبيح شروع شد سپس به طلب و تضرّع كشيد و همينطور قسمت دوم نيز با گذرى تازه بر حمد و تسبيح و تنزيه آغاز مىگردد و بعد