دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٣ - دعاى حضرت نوح
مطلب كه امور جهان و هستى امورى نيست كه بر اساس سنّتها و قوانينى كه عدولناپذير باشند وضع شده باشد، هرگز بلكه سنّتهاى هستى بر وفق ارادهاى برتر و والاتر- كه اراده خداوند است- دگرگون مىشود.
درست است كه حوادث و تحوّلاتى كه در هستى رخ مىدهد بر اساس قوانين و نظامهايى ثابت است، امّا اين قوانين را خداوند جارى مىكند و اگر بخواهد كارى را به فلان قانون، مربوط كند و يا فلان قانون را تغيير دهد، اين كار را بر اساس خواست خود انجام مىدهد. در اين مورد فيلسوفان يونان نظريهاى نادرست دارند. مىگويند: اگر آسمان كمانى بود و بلاتيرى، و خدا تيرانداز، به كجا مىشد گريخت؟ اين نظريه در روزگار پيامبر آوازه يافت، پس آيه نازل شد كه:
(فَفِرُّوْا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُم مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ).
(سوره ذاريات، آيه ٥٠)
«
به سوى خدا بگريزيد كه من براى شما از او بيم دهندهاى آشكارم.»
بنابر اين آسمان كمانى است و بلا تيرى و دستِ قَدَر تيرانداز، ولى با اين همه اميد خلاصى هست، اينجا عليرغم آسمان و تير بلا درى براى رهايى هست و آن بازگشت به سوى خداست.
فرار به سوى خداوند توانا، به سوى آنكه از آسمان عظيمتر و از بلا بزرگتر و از قَدَر نيرومندتر است. خدا را قضا و قدرى است و قضا برتر از قدر است، زيرا براى نقض قدر مىآيد، گاه مقدّر مىشود كه كسى در حادثهاى معيّن بميرد، امّا با صدقه و استجابت فرمان خدا دعايش مستجاب مىشود و قضاى خدا مىآيد و قدر را از او باز مىدارد. خداوند در سوره انبياء مىفرمايد:
(وَنُوحاً إذْ نادى مِن قَبْلُ فَاستَجَبْنا لَهُ فَنَجِّيْناهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ).
(سوره انبياء، آيه ٧٦)
«
و نوح را بيادآور كه از پيش ندا در داد پس براى او اجابت كرديم و او و اهلش را