دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٨ - ٧- تكيه داشتن بر خدا
مىزيستهاند دريا يا رود را؛ اين است كه مىبنيم قبطيهاى پيشين در مصر، نيل را مىپرستيدهاند زيرا در ساحل آن مىزيستهاند و هر سال يكى از زيباترين جوانان خود را به كام آن مىانداختهاند. هم از اين رو جماعتى از مردم، سران قبايل را كه سمبل قدرت اجتماعى بودهاند، مىپرستيدهاند و بتها معمولًا سمبلهايى براى قدرتهاى خاصّ اجتماعى بودهاند.
همه اينها از آنجاست كه در طبيعت انسان حالت خوارى و عقبنشينى و تبعيّت، نهان است كه باعث مىشود هر آنچه را كه از آن بيم دارد ومى هراسد بپرستد.
اين بخش از دعا اين ضعف بشرى را جبران مىكند، زيرا به انسان مىگويد كه تو قوى هستى حتى اگر نيروى مادّى و سلاح نداشته باشى، چون تو صاحب توكّل و اعتماد بر خدا هستى، صاحب برندهترين سلاح هستى و آن، سلاح دعاست، پس وقتى بر حاكم فاسد زور گويى داخل مىشوى اين دعا را بخوان تا دلت لبريز از قدرت رويارويى شود، زمانى كه با انحرافى اجتماعى روبرو مىشوى اين دعا را بخوان تا به تو قدرت مقاومت در برابر آن و تصحيح آن را بدهد.
بنابراين هر دعايى درمان واقعيتى درونى و ضعفى پاگرفته در نفس بشر است، وقتى در دعا تدبّر مىكنيم بايد بكوشيم تا هدفهاى خاص هر بخش و هر كلمه از دعا را كشف كنيم، بر اين اساس تدبّر خود را در اين بخش از دعاى افتتاح ادامه مىدهيم:
«ستايش خداى را كه ترسندگان را امان دهد و در امان دارد...»
ترس ريشه حسّاس زندگى انسان است، و امرى است كه اين بخش از دعا در آغاز خود بر آن تأكيد مىكند. كسى كه از فرمانرواى ستم پيشه در ترس و لرز است چگونه مىتواند در برابر او پايدارى و ايستادگى كند؟ و آنكه از طبيعت و پديدههاى آن مىهراسد چگونه ممكن است آن را تسخير كند و از آن سود جويد؟... پس اين