دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧٢ - ١١- نقش امام منتظر
«
از تو درباره روح مىپرسند بگو روح به فرمان خداوند من است.»
دعا مىگويد: «ولى امر تو، قائمى كه آرزوى او دارند...» پس امام بر امر خدا قيام مىكند «در آن شب هر امر با حكمت معيّن و ممتاز مىگردد، تعيين آن امر از جانب ماست» امر در اينجا به چه معنى است؟
- خداوند قضا و قدر و امر و سنّتى دارد و سنّتهاى خدا قوانينى است كه براى جهان وضع كرده و ثابت و تغيير ناپذيرند.
امّا امر خدا برتر از قوانين جهان است و امام حجّت از سوى خدا و به اجازه و تفويض و قدرت و اسم خدا مكلّف است كه امر از آنِ او باشد. [١]
هدفها حقيقى انسان
هر انسانى در اين دنيا هدفهايى دارد كه براى رسيدن به آنها نهايت كوشش خود رامى كند و چه انسان سالم باشد چه بيمار، چه فرادست باشد و چه فرودست، هدف اوست كه مسير زندگى و كوششهايش را تعيين مىكند. پس اگر هدف كسى رسيدن به نقطهاى معيّن باشد، همه حركت و كوشش او در جهت آن نقطه قرار خواهد گرفت.
امّا اگر هدفش رسيدن به نقطهاى در جهت مقابل آن نقطه باشد پس حركات،
[١] - در آغاز گفتار اشاره كرديم به اينكه ارتباط ما با امام ارتباطى خطى است و ما بايد در ارتباط با خط مستقيم امام باشيم، به اين معنى كه فقيهى كه اولوالامر است او را پيشواى بالذات نمىدانيم، بلكه پيشوايى او را برخاسته از نيابت عام امام عليه السلام به حساب مىآوريم، بنابراين ما در هر قضيّهاى درپى نظر و رأى و موضعگيرى امام حجّت هستيم، بلكه حتى ولى فقيه نيز درپى رأى درست امام است تا فتواى خود و موضع گيريهايش را بر آن اساس بنانهد زيرا كه شرعيّت رهبرى او متّكى به اندازه و مقدار التزام به خط امام حجّت است. از اينرو ما تا زمانى ملتزم به رهبرى فقيه هستيم كه او ملتزم سير بر صراط مستقيم باشد، امّا اگر خداى نخواسته منحرف شد، ارتباط ما با او فوراً قطع مىشود زيرا ارتباط حقيقى ما با خط امام حجّت است و تا آن اندازه كه فقيه اين خط را پيروى كند و نمونه و تجسّم آن باشد.