دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٠ - ٢- توحيد
در آيه ديگرى مىفرمايد:
(وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذَا غَافِلِينَ).
(سوره اعراف، آيه ١٧٢)
«
و زمانى كه خداوند تو ذريّه بنى آدم را از پشت آنها گرفت و آنان را بر خودشان شاهد كرد كه: آيا خداند شما نيستم؟ گفتند: آرى هستى شهادت داديم.»
بنابراين فطرت عبوديّت در برابر خدا و فطرت اعتراف به وجود خالق در همه نفسها هست، فقط مشكل حقيقى انسان اين است كه مىخواهد خدا را بفهمد و به شناخت او احاطه يابد، مىخواهد خدا را لمس و احساس كند از اينرو او را به آفريدگان تشبيه مىكند و اينجا كمينگاه انحراف در بندگى است، زيرا انسان يكبار قصد بتسازى و بتپرستى مىكند و يكبار گياه يا سنگ يا جانورى را معبود خود مىگيرد و عدّهاى نيز هستند كه خورشيد و ماه يا ستارگان را مىپرستند، اينها همه معترفند كه خالقى دارند، امّا اين خالق كيست؟ كمينگاه اشتباه و پايه گمراهى و انحراف انسان اينجاست بر اين اساس او مىكوشد كه آفريننده را به آفريدگان شبيه سازد.
ولى اگر انسان اين حقيقت را بداند كه خداوند برتر از آن است كه علم بدو احاطه يابد و از اينكه به آفريدگان شبيه دانسته شود منزّه، پاك و مقدّس است و اگر بداند كه خداوند بزرگتر از آن است كه به وصف آيد هر آينه به او نزديك شده، امّا در اينجا مشكلى ديگر نيز هست كه حتّى براى مؤمنان نيز پيش مىآيد كه هرگاه مىخواهند به خدا نزديك شوند آفريدگان مىآيند و حجابى ميان آنان و خدا مىگردند، پس انسان به جاى توجّه به خالق، متوجّه مخلوق مىشود و «سبحان اللَّه» ذكرى است كه ما را به خدا نزديك مىگرداند، زيرا باعث دورى ما از تشبيه خدا به مخلوقات مىشود. اين است كه در قرآن آمده است:
آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، دعا معراج مومنين و راه زندگى - قم، چاپ: دوم، ١٣٧٩.