دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٣ - ٤- رابطه انسان با خدا
و غرور خشم مىگيرد و عتاب مىكند، «و شايد اين دير رسيدن، خير من بود» امّا ما نمىدانيم كه مصلحت كامل ما در چيست و حكمتى كه در پس استجابت نيافتن بعضى دعاهاست چيست، كسى از ما از خدا مىخواهد كه مال فراوانى را به او روزى كند يا به او چيرگى و حكومت اعطا فرمايد، بدون آنكه بداند اين مال فراوان و چيرگى و سلطه او را به فساد مىكشد و باعث آن مىشود كه خود را فراموش كند و بر ديگران طاغى شود و از اينرو مستحقّ عذاب شديد خدا گردد، بنابراين تأخير استجابت از جهت مصالح ماست كه نمىتوانيم آنها را بشناسيم:
(وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّموَاتُ وَالْأَرْضُ...).
(سوره مؤمنون، آيه ٧١)
«اگر حقّ پيرو هوسهاى آنان مىگرديد هر آينه آسمانها و زمين تباه مىگشت.»
زندگى بازيچه نيست، زندگى بر اساس مجموعهاى از حكمتها و مصلحتهايى كه فقط خدا به آنها عالم است بنا شده «زيرا تو عاقبت كارها را مىدانى...»، پس فقط خداست كه از سرنوشت و عقابت مردم با خبر است و بر اين اساس استجابت را به تأخير مىاندازد و حتّى بعضى از دعاها را كه به صلاح انسان نباشد هرگز مستجاب نمىكند.
٤- رابطه انسان با خدا
فَلَمْ أَرَ مَوْلىً كَرِيماً أَصْبَرَ عَلَى عَبْدٍ لَئِيمٍ مِنْكَ عَلَيَّ، يا رَبِّ إِنَّكَ تَدْعُونِي فَأُوَلِّي عَنْكَ، وَتَتَحَبَّبُ إِلَيَّ فَأَتَبَغَّضُ إِلَيْكَ، وَتَتَوَدَّدُ إِلَيَّ فَلَا أَقْبَلُ مِنْكَ كَأَنَّ لِي التَّطَوُّلَ عَلَيْكَ فَلَمْ يَمْنَعْكَ ذلِكَ مِنَ الرَّحْمَةِ لِي وَالإِحْسانِ إِلَيَّ، وَالتَّفَضُّلِ عَلَيَّ بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ فَارْحَمْ عَبْدَكَ الجاهِلَ وَجُدْ عَلَيْهِ بِفَضْلِ إِحْسانِكَ إِنَّكَ جَوادٌ كَرِيمٌ. الحَمْدُ للَّهِ مالِكِ المُلْكِ،