دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٥ - ٢- توحيد
كسى است كه فرمانش در خلق فاش است.
آيا كسى كه براى نخستين بار جهان را آفريد و به آن هستى داد نمىتواند در يك لحظه نابودش كند و نعمت وجود و هست بودن را از او بازستاند؟ از مهمترين و مترقّيانهترين و متمدّنانهترين و آزادمنشانهترين عقايد ما، عقيده بداء است، به اعتقاد ما خدا مىتواند قدر را دگرگون كند، بلا نازل كند و سپس در اثر دعاى مردم آن را بر طرف سازد، اين بداء است و اين چنين نيست كه هر آنچه در لوح محفوظ نگاشته شده باشد حتماً و بدون تغيير حادث گردد، هرگز... بلكه امكان دگرگونى هست از اينرو در دعاهاى رمضان مىخوانيم «خدايا اگر از اشقياء بودم نام مرا از زمره آنان پاك كن و در ميان سعادتمندان بنويس»، پس اگر نام كسى در لوح محفوظ در زمره اهل شقاوت باشد و او خدا را بخواند و كارهاى صالح انجام دهد و به خداى بزرگ و بخشنده التماس كند، خدا دعايش را مستجاب مىكند و آن قرار و سرنوشت را تغيير مىدهد: «ستايش خداى را كه فرمان و ستايشش در آفرينش، فاش است»، فرمان خدا در ميان آفرينش گسترده شده است و او مىتواند همه امور و شئون را طبق مشيّت حكيمانه خود تغيير دهد و همينطور است در مورد حمد خدا، يعنى فرمان او نيز ستوده است.
«شكوهش از كرم پديدار است»، شكوه و عظمت خدا با كرم او ظاهر مىشود، پس خدا بزرگى و شكوه خود را براى ستم بر مخلوقات و زبون كردن ضعيفان و عاجزان بكار نمىگيرد، آنگونه كه برخى از آفريدگان وقتى به قدرت و عظمت ظاهرى مىرسند، مىكنند.
خدا در آنِ واحد صاحب مجد و كرم است، «دستش را به جود گشاده است»، امّا جود خدا و دست او بر همه خلايق باز و گسترده است و اگر جود و نعمت خدا كه با دست خود در ميان مردم مىگستراند نبود، هستى نابود مىشد و همه چيز به خاكستر بدل مىگشت.