دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٠ - ٣- گنجينههاى خدا، پايانى ندارند
زندگى كرده و خواهند كرد و نيز وقتى زمين باكهكشانى كه ما در آنيم مقايسه شود، همانند ذرّهاى سرگردان در بيابانى وسيع است و كهكشان ما نيز به نسبت كهكشانهاى ديگرى كه مىشناسيم به نسبت رحمت خدا از آن ذرّه سرگردان هم كوچكتر شموده مىشود، بنابراين رحمت، عافيت، رزق، رستگارى و مغفرتى كه از خداى بلند مرتبه توانا مىطلبيم، چيزى است اندك از درياى بى كران جود الهى، امّا عليرغم ناچيزى و كوچكى خواستههاى ما نسبت به رحمت واسع خدا، نياز شديد به رحمت اوست: «با آنكه بدان بسيار نيازمندم»، نياز ما به رحمت خدا عظيم است زيرا كسى جز او را نمىيابيم كه از او رحمتش را درخواست كنيم، همچنانكه براى ما ممكن نيست كه عذاب، دورى و غضب او را- اگر بر ما نبخشايد- تحمّل كنيم: «غنا و بى نيازى تو از آن قديم است» و هر آنچه انسان بدان نيازمند است خدا از آن بى نياز است. پس اى خداوند تو از من و عذابم بى نيازى، پس چرا عذابم مىدهى؟ مغفرت چيزى از تو نمىكاهد، پس چرا مرا نمىبخشايى؟
اين است زبان اصرار و الحاح در دعا و انسان عاجز ضعيف بايد همواره با پا فشارى و اصرار از خدا درخواست كند زيرا به عطاى او نيازمند است: «و آن در نزد من بسيار و بر تو ساده و آسان است»، آنچه از خدا مىخواهيم پيش ما زياد به نظر مىآيد، امّا براى او سهل و آسان است. آيا وقتى خدا با يك كلمه آسمانها و زمين را آفريد دچار سختى و خستگى شد؟ هرگز.. خداوند متعال عزيزتر و برتر از آن است كه سختى و خستگى براى او پيش آيد. همينطور است درباره استجابت دعاهاى ما كه بر خدا از هر چيزى سهلتر و سادهتر است.
خدايا گذشتت از گناه و خطاى من و بخايشت بر ستمم و پوششت بر كار زشتم و برد باريت بر گناه بزرگم، آنگاه كه به سهو يا عمد مرتكب شدم، مرا به طمع انداخت كه آنچه را مستوجب نيستم از تو درخواست كنم، تويى كه از رحمتت به