دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٥ - آداب دعا
چيز نداشتم، پس چهار سال در خشكى و دريا و دشت و كوه راه پيمودم و خطرها ديديم و با مهلكهها برخورد كردم تا آن پول را گردآوردم و به آن زن دادم و او خود را به من واگذاشت، پس چون پيش او نشستم رگهاى گردنش لرزيد و گفت: اى بنده خدا من دوشيزه هستم، پس مهر خدا را جز به فرمان خدا بر مدار، و آنچه باعث شد كه من به تو تمكين كنم نياز و سختى بود. پس من از كنار او برخاستم و او را رها كردم وصد دينار را به او واگذاشتم. خدايا تو مىدانى كه اين را فقط به اميد ثواب تو و ترس از عذابت كردم، به حقّ محمّد افضل اكرم، سرور اوّلين و آخرين كه با خاندانش كه برترين خاندانهاى انبياء و اصحابش كه گراميترين اصحاب پيامبران و امّتش كه بهترين همه امّتها هستند شرافتش بخشيدى، فرجى حاصل كن.
امام گويد: «همه سنگ به كنارى رفت و غلتيد در حاليكه با صدايى فصيح و آشكار و مفهوم ندا درداد: به سبب حسن نيّتتان نجات يافتيد و به سبب محمّد افضل اكرم سرور اوّلين و آخرين كه به داشتن خاندانى كه بهترين خاندانهاى انبياء است و به داشتن بهترين امّت، ويژه است سعادت يافتيد و به بهترين درجات نايل شديد.»
(بحار الانوار
،
ج ٩٠
،
ص ١٣)
پس خداى متعال، دعاى اين سه مرد را استجابت كرد و آنان را به سبب اعمال صالحشان گشايش داد. يكى آن مردى كه مال مردم را خورد سپس آن را به صاحبش بازگرداند، دوم آنكه والدين خود را بسيار حرمت نهاد و دوست داشت و سوم آنكه به زنا نزديك شد راز بيم خدا آن را رها كرد و اينچنين است كه اعمال صالح عنصرى فعّال در استجابت دعا مىباشد.