دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥٠ - ٧- تكيه داشتن بر خدا
مردم مىاندازند و فساد در زمين مىپراكنند، خدا بزودى پشت آنان را درهم مىشكند «درهم شكننده جبّاران و نابود كننده ستمگران» ستمگران را خدا يكسره نابود مىكند و هلاك مىسازد، زندگى در اين مورد بسى عبرتها دارد، كجا هستند آن كسانى كه در اين سرزمين (ايران)، بر مردم ستم مىكردند؟ خدا آنان را نابود كرد و دستشان را كوتاه ساخت. «دريابنده گريزندگان» آيا ستمگر مىتواند بگريزد؟
آرى، از دست مظلومان شايد، امّا از خداى قاهر جبّار نمىتواند، پس خدا او را هر كجا كه روى آورد مىگيرد، او «دريابنده گريزندگان و به كيفر رساننده ظالمان» است، وبزودى آنان را بسختى عذاب مىكند، «فريادرس فرياد خواهان» كسى كه خدا را مىخواند كه به فريادش رسد، خدا به فريادش مىرسد يعنى در همان حال كه استغاثه مىكند، اجابتش مىفرمايد.
«مرجع نيازهاى خواهندگان» آنانكه از خدا حاجت مىخواهند- هر چند حاجات آنان زياد باشد- خدا مرجع نيازهاى آنان است و حاجات آنان را برآورده مىسازد، پس آرزوهاى بزرگ را فقط خدا برآورده مىسازد «تكيهگاه مؤمنان» مؤمنان به او اعتماد و تكيه مىكنند. اين در مورد طغيانگران و قدرتهاى اجتماعى، و امّا در مورد نيروهاى طبيعى، دعا اين مورد مىگويد:
«ستايش خداى را كه آسمان و ساكنان آن از خشيت او بر خود مىلرزند» انسان از آسمان و رعد و برقهايش مىترسد و اميد به رحمتهاى آسمانى نيز دارد، امّا حقيقت جز اين است.
كه آسمان خطرى ندارد كه تا باعث ترس شود، زيرا آسمان و ساكنانش خود از خشيت خدامى لرزند، پس در اين صورت چرا از طبيعت بترسيم؟
«ستايش خداى را كه آسمان و ساكنانش، زمين و آباد كنندگانش از خشيت او بر خود مىلرزند» زمين و اهل آن از بيم و خشيت خدا مىلزرند «و دريا و آنچه در اعماقش شناور است مىجنبند ومىجوشند» اين جانداران بزرگ دريايى كه وزن