دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥٢ - ٨- شناخت پيامبر
وَأَحْسَنَ وَأَجْمَلَ وَأَكْمَلَ وَأَزْكَى وَأَنْمَى وَأَطْيَبَ وَأَطْهَرَ وَأَسْنَى وَأَكْثَرَ ما صَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ وَتَحَنَّنْتَ وَسَلَّمْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ عِبادِكَ وَأَنْبِيائِكَ وَرُسُلِكَ وَصفْوَتِكَ وَأَهْلِ الكَرامَةِ عَلَيْكَ مِنْ خَلْقِكَ.
«.. خدايا بر محمّد، بنده و فرستادهات، امين و برگزيدهات، دوستت و برگزيدهات از ميان خلق، نگهدار رازت و تبليغگر رسالتهايت، بهترين و نيكترين و زيباترين و كاملترين و پاكترين و بالندهترين و پاكيزهترين و طاهرترين و روشنترين و بيشترينآنچه درود فرستادى و مبارك داشتى و بخشودى و شفقت نمودى و سلام كردى به هر بندهاى و بر فرستادگان و پيامبران و برگزيدگان و اهل كرامتت، درود فرست...»
بخشهاى پيشين دعاى افتتاح غالباً بر محورهاى دعا يعنى ذكر و ياد خدا و خوارى براى او در مقام عبوديّت تمركز داشت، امّا بخشهاى بعدى انسان را به استوار كردن عقايد اسلامى فرا مىخواند، از بارزترين اين عقايد بعد از ذكر و شناخت خدا، شناخت پيامبر و ائمّه است و بالطبع در اين مورد شناخت سطحى كه اسلام نام دارد كافى نيست، بلكه بايد اين شناخت به شناختى عميق در قلب انسان تبديل شود و در كارها و رفتارهاى او تأثير گذارد، و مسلماً در آنچه به اولياى خدا مربوط مىشود، بايد شناخت به دوستى و به نوعى انسجام درونى كه باعث مىشود انسان براحتى و رغبت از آنان پيروى، تبديل يابد؛ دعا مىگويد:
اين بخش از دعا شامل شمارى از محورهاى دعاست كه بارزترين آنها درود فرستادن بر پيامبر و سپس به شكلى نهانى و ضمنى بر صدّيقين و انبياء و صالحان و آنان كه پيش از پيامبر بودهاند مىباشد، و از اينرو صفات پيامبر صلى الله عليه و آله در آن مشخّص شده است. اكنون بايد در هر بخش دعا بينديشيم، در آغاز مىيرسيم: منظور از درود فرستادن بر پيامبر چيست؟ و چرا ما در اين كار جدّيّت و تأكيد مىورزيم و آن را بر دعاهاى خود مقدّم مىداريم؟