دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٢ - دعا و شفا
اگر نخستين و آخرين (زنده، مرده، و خشك وتر) شما گردهم آيند و هر كدام نهايت آرزوى خود را بخواهند و آن را جملگى بر آورم در ملكم هيچ به چشم نمىآيد... و همانگونه است كه يكى از شما بر دريا بگذرد و در آن سوزنى فروكند و برآورد...
پس آيا آن مقدار آبى كه اين سوزن بر مىگيرد در دريا تأثيرى دارد؟ و آيا از آن چيزى كاسته مىشود؟ همچنين است بخشش بى پايان خداوند، زيرا او- همچنانكه در دعا آمده است- «كثرت بخشش، بر وجود وكرمش مىافزايد». پس اگر حقيقت امر اين گونه باشد، بر انسان است كه خود را شايسته استقبال رحمت خدا وسيراب شدن از چشم جوشان جود او بگرداند وبر اوست كه دعاى خود رابه خواستن حاجتهاى كوچك و بىارزش، منحصر و محدود نكند.
بعضى از مردم با ايمان، خدا را مىخوانند ولى دعايشان مستجاب نمىشود از آنرو كه از خدا چيزى بى ارزش خواستهاند و اينكه دست را به سوى درياى رحمت وبخشش خدا دراز مىكنند، امّا از آن فقط بهرهاى اندك مىجويند، اين است كه خدا دعايشان را در دنيا اجابت نمىكند تا آنها را در آخرت چندين برابر پاداش دهد.
خداوند در پايان حديث مىفرمايد:
«از آنرو كه من بخشنده و شكوهمند و دارا هستم، دِهِش و ابزارم به كلامى است پس هرگاه چيزى را اراده كنم فقط مىگويم: باش! پس خواهد بود.»
امّا نه به اين معنى كه ما از خداوند در كارهاى كوچك چيزى نخواهيم، امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«عليكم بالدعاء فإنّكم لا تتقرّبون بمثله
، ولا تتركوا صغيرة لصغرها أن تسألوها
، فإنّ صاحب الصغائر هو صاحب الكبائر.»
(بحار الانوار
،
ج ٩٠
،
ص ٢٩٣)
«دعا كنيد كه چيزى مانند دعا نيست تا با آن تقّرب جوييد. حاجتى كوچك