دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥٤ - ٨- شناخت پيامبر
«
و اگر آنان وقتى به خود ستم كردند بنزد تو مىآمدند و از خدا آمرزش مىطلبيدند و پيامبر براى آنان آمرزش مىطلبيد هر آينه خدا را توبهپذير و بخشاينده مىيافتند.»
اگر پيامبرى براى ما دعا كند و شفاعت نمايد، دعايش مستجاب است، اين بدين معنى نيست كه استجابت دعاى پيامبر يا طلب آمرزش او براى قوم خود، بر خدا حتم و فرض است، بلكه به اين معنى است كه پيامبر در پيشگاه خدا وجيه و رو سفيد است و ما اين وجه پيامبر را پيشاپيش حاجات خود مىگذاريم و به خدا متوسّل مىشويم، آنگاه خدا دعاى ما را مستجاب مىكند.
محور ديگر در اين بخش از دعا، بيان صفتهاى پيامبر است كه بارزترين آنها عبارتند از:
«او بنده خداست» ما معمولًا مىگوييم: «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، اين معنى اينكه ما صفت عبوديّت را بر صفت رسالت مقدّم داشتهايم، دليل آن است كه ما مىخواهيم غبار شرك را از خود دور كنيم، زيرا انسان هنگامى كه كسى را پيش خود بزرگ مىشمارد، تبديل به شكارى مىشود براى وسوسههاى شيطان كه او را به دام شرك فرا مىخواند، از اينرو ما تأكيد مىورزيم بر اينكه پيامبر با همه عظمت و بلند مرتبگى، بنده خداست و اين امرى بس ضرورى است، زيرا بسيارى از مردم وقتى كسى را دوست دارند دوستى باعث مىشود كه محبوب را تا حدّ خدايى بالا ببرند و اين بسيار خطرناك است، زيرا بالا بردن انبيا و اوليا و صالحان تا حدّ خدايى پردهاى ميان انسان و پيروى راه آنان قرار مىدهد.
«رسول و امين تو» پيامبر رسالت خدا را به سوى ما آورده است و امانتدار او در رسالت بوده و در آن تغيير و تبديل راه نداده است. ايمان ما به امانتدارى پيامبر باعث مىشود، معتقد شويم به اين كه هر مخالفتى، بزرگ يا كوچك، با پيامبر به معنى مخالفت با خداى سبحان است:
(... وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا...).
(سوره حشر، آيه ٧)