دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٢ - ٦- نياز انسان به خدا
گراييدهاند، با وجود آنكه در خود نقص، عجز، ضعف، سستى، نياز، فقر و رنج و پيشآمد و غلبه مرگ را مىبينند. اى ابن فضل خداى تبارك و تعالى جز صالحترين كار را با بندگانش نمىكند و بر مردم ستمى روا نمىدارد و لى مردم خود بر خود ظلم مىكنند.»
ص ١٣٣ ، بحار الانوار ج ٥٨
تأكيد بر قرائت دعاهاى به جامانده از معصومين عليهم السلام از آن جهت است كه روح استقلال و احساس بى نيازى و طغيان، به روح عبوديّت و خوارى و احساس نياز به خداى متعال، تحوّل يابد. بدون شك بندگى و خوارى در برابر خدا با بندگى و خوارى در برابر مخلوقات تفاوت دارد، بندگى كردن و خوار شدن در برابر خدا، عزّت و افتخار است و از خدا عطا خواستن بى نيازى است. اين است كه در اين قطعه از دعاى افتتاح مىخوانيم:
«ستايش خداى را كه وقتى ندايش مىدهم اجابتم مىكند.»
من در برابر خدا ناتوانم و در همه چيز به او نيازمندم و هرگاه ندا كنم از او پاسخ مىشنوم، «و همه عيبهاى مرا مىپوشاند و من نافرمانيش مىكنم» هر انسانى را ننگ و عيبى هست و مفتح شدن بعضى در برابر ديگران يعنى عاجز ماندن از سلوك و معاشرت.
از اينرو انسان نيازمند است كه خدا عيبهاى او را در دنيا و بويژه در آخرت بپوشاند.
مفتضح شدن انسان و بر ملا شدن عيبهاى او در دنيا، از دايره تنگ اجتماعى كه در آن زندگى مىكند و عبارت است از جمع عدّهاى محدود از افراد بشر، نمىگذرد، در حاليكه در روز قيامت آنجا كه فرد در كنار صدها ميليارد انسان، در برابر خدا مىايستد، افتضاح و بر ملا شدن عيبها او در برابر اين شمار عظيم انسانها، امرى بس سخت و دشوار است.
بنابراين ما خدا را سپاس مىگزاريم، زيرا كه ننگهاى ما را مىپوشاند، واين