دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٠ - محورهاى دعا
ديگر است.
بنابراين ما بايد در اين جنبه دعا تدبّر كنيم تا حقيقت رابطه زمان و مناسبتها را با دعا، كشف كنيم و بتوانيم بر معارف پر شمار و گوناگون قرآن و الهى دست يابيم.
اگر در دعاهاى روز امعان نظر كنيم، مىبينيم كه آنها اكثراً با سخن از طبيعت و ارتباط دادن آن به خالق، آغاز مىشوند. در دعاى روز دوشنبه مىخوانيم:
«الحَمْدُ للَّهِ الَّذِي لَمْ يُشْهِد أَحَداً حِيْنَ فَطَرَ السَّموَاتِ وَالأَرْضَ، وَلَا اتَّخَذَ مُعِيناً حِينَ بَرَأَ النَّسَمَاتِ.»
«سپاس خدايى را كه وقتى آسمانها، زمين را مىآفريد كسى را به حضور نخواست و زمانى كه جانداران را مىآفريد ياورى نگرفت.»
و در آغاز دعاى روز چهارشنبه:
«الحَمْدُ للَّهِ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ لِبَاساً، والنَّوْمَ سُبَاتاً، وجَعَلَ النّهَارَ نُشُوراً.»
«سپاس خدايى را كه شب را پوششى، خواب را آرامشى و روز را تكاپويى قرار داد.»
و در دعاى روز پنجشنبه:
«الحَمْدُ للَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ اللَّيْلَ مُظْلِماً بِقُدرَتِهِ، وَجَاءَ بِالنّهَارِ مُبْصِراً بِرَحْمَتِهِ، وَكَسَانِي ضِياءَهُ وَأَنَا فِي نِعْمَتِهِ.»
«سپاس خدايى را كه شب تاريك را به قدرت خود از ميان برد و روز روشن را به رحمتش بياورد و پرتو خود را در من پوشانيد و من در نعمت او هستم.»
ولى در دعاى روز جمعه چنين مىخوانيم:
«الحَمْدُ للَّهِ الأَوَّلِ قَبْلَ الإنْشَاءِ وَالإحْيَاءِ، وَالآخِرِ بَعْدَ فَنَاءِ الأَشْيَاءِ.»
«سپاس خداى را كه اوّل است پيش از آفرينش و زندگى بخشيدن و آخر است بعد از فناى اشياء.»
ملاحظه مىشود كه زبان و بيان دعاى روز جمعه با زبان و بيان دعاهاى