دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٧ - محورهاى دعا
بسيار عبادت مىكند، بايد از عُجُب و خودبينى بر حذر باشد زيرا عُجُب معمولًا بعد از عبادت بسيار به انسان دست مىدهد و نيز كسى كه خداوند خير مردم را بر دست او جارى مىكند بايد از منّت گذارى حذر كند بخاطر اينكه منّت معمولًا پس از اين صفت مىآيد.
پس رابطه ميان عبارات ذكر شده رابطهاى است درونى كه با نفس انسان در ارتباط قرار مىگيرد، همچنين است در مورد دعاى به جا مانده از پيامبر به مناسبت شب نيمه شعبان، در اين دعا مىخوانيم:
خدايا از خشيت خود قسمتى به ما بده كه ميان ما و گناه فاصله اندازد و از طاعتت چيزى عنايت فرما كه ما را به رضوان تو رساند و از يقين بهرهاى عطا كن كه مصيبتهاى دنيا با آن سهل آيد. خدايا ما را از گوشها، چشمها و نيرويمان، چندانكه ما را زنده نگه مىدارى بهرهمند ساز و آن را به وارث ما بده و خون ما را بر گردن آنكه به ما ستم كرده بگذار و ما را بر كسى كه با ما دشمنى كرده يارى ده و مصيبت ما را در دين ما قرار نده و دنيا را بزرگترين هَمّ ما و نهايت دانش ما نكن و كسى را كه با ما مهربان نيست بر ما مسلّط نفرما.
با تدبّر در اين دعا در مىيابيم كه عبارات سه گانه اوّل، از مراحل كمال انسان، از «خشيت» تا «اطاعت» و از «اطاعت» تا «يقين»، سخن مىگويد. سپس در عبارات بعد مىبينيم كه سخن از اهداف مادّى انسان همچون صحّت و سلامت به ميان آمده است. بعد از آن، اهداف اجتماعى و سپس بينش و دورنگرىهاى انسان بيان شده و مىبينيم كه اين درجه بندى مربوط به نفس انسان است با اين اعتبار كه انسانى كه «خشيتى» در او نباشد «درست» نيست كه از خداوند اطاعت بخواهد، زيرا اطاعت بعد از «خشيت» مىآيد و كسى كه اطاعت خدا در او نمىباشد صحيح نيست يقين بخواهد زيرا «اطاعت» قبل از «يقين» است، و كسى كه بناى نفس خود را كامل نكرده و به درجه خشيت، اطاعت و يقين دست نيافته،