الفقه الاسلامى احكام جهاد - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٠١ - زشتى، سفاهت و ستم
نمود و به من گفت:
«يا سماعة، ما هذا الذي كان بينك وبين جمّالك؟ إيّاك أن تكون فحّاشاً أو سخّاباً أو لعّاناً. فقلت: واللَّه لقد كان ذلك انّه ظلمني، فقال: إن كان ظلمك لقد أربيت عليه، إنّ هذا ليس من فعالي ولا آمر به شيعتي، استغفر ربّك ولا تعد. قلت: استغفر اللَّه ولا أعود» [١].
«اى سماعه! اين چه رفتارى بود بين تو و شتربانت؟ بپرهيز از اينكه دشنام دهنده، عربده كش و نفرينگر باشى.» گفتم: اين بخاطر ظلمى بود كه او بر من كرده بود. فرمود:
«اگر او ظلم كرده بود تو هم كه با او برابر آمدى. اين روش از كردار من نيست و شيعيانم را هم بر آن فرمان نمىدهم. از خدايت آمرزش بخواه و ديگر تكرار نكن.» گفتم: از خدا آمرزش مىطلبم و ديگر آن كار را تكرار نمىكنم.
١٢- امام صادق عليه السلام فرمود:
«إنّ النبيّ صلى الله عليه و آله قال في وصيّته لعليّ عليه السلام: يا عليّ، أفضل الجهاد من أصبح لا يهمّ بظلم أحد. يا عليّ، من خاف الناس لسانه فهو من أهل النار. يا عليّ، شرّ الناس من أكرمه الناس اتّقاء فحشه وأذى شرّه. يا عليّ، شرّ الناس من باع آخرته بدنياه وشرّ منه من باع آخرته بدنيا غيره» [٢].
«در وصيّت پيامبر صلى الله عليه و آله به حضرت على عليه السلام آمده است: اى على! برترين جهاد اين است كه كسى صبح كند امّا قصد ظلم بر هيچكسى را نداشته باشد. اى على! كسى كه مردم از زبانش مىترسند، او از اهل آتش است. اى على! بدترين مردم كسى است كه مردم از جهت دورى از ناسزاگويى و شرارتش، احترامش مىكنند. اى على! بدترين مردم كسى است كه آخرتش را به دنيايش بفروشد، و بدتر از آن كسى است كه آخرتش را براى دنياى ديگران بفروشد.»
[١] - وسائل الشيعه، ج ١١، باب ٧١، ص ٣٢٨، حديث ٧.
[٢] - همان، حديث ١١.