الفقه الاسلامى احكام جهاد - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٤ - بين بيم و اميد
«روزى من بيرون آمدم تا به اين ديوار رسيدم و بر آن تكيه كردم، آنگاه مردى را ديدم كه در تن او دو جامه سپيد بود و به چهره من نگاه مىكرد. سپس گفت: اى على بن الحسين! چه شده است كه تو را پريشان و غمگين مىبينم؟...
تا اينكه گفت: اى على بن الحسين! آيا كسى را ديدهاى كه خدا را بخواند و خدا جوايش ندهد؟ گفتم: نه. گفت: آيا كسى را ديدهاى كه به خدا توكّل كند و خدا كفايتش نكند؟ گفتم: نه.
گفت: آيا كسى را ديدهاى كه از خدا بخواهد و خدا عطايش نكند؟ گفتم: نه. سپس از نظرم پنهان شد.»
بين بيم و اميد
تلاش و كوشش دائمى و بىوقفه از ويژگيهاى يك انسان با ايمان است، زيرا او نه در اثر زياده روى در خشيت از خداوند، مأيوس مىگردد، و نه در اثر زياده روى در اميدوارى و آرزوى رحمت خداوندى، از عمل خير و كار نيك باز مىماند، بلكه او هميشه بين ترس و اميد بوده و در هر حالت خدايش را مىخواند، پس اگر رحمت خدا را ببيند به لطف كرم او چشم طمع مىدوزد، و اگر اشتباهات و لغزشهاى خود بنگرد، در ترس و وحشت فرومىرود، و از همين رو بر مؤمن است كه هميشه با دقّت فراوان، مراقب خود باشد تا نه اميد او بر خوفش غالب شود و نه خوفش بر اميدش. و پيشوايان دين عليهم السلام نيز ما را چنين تربيت نمودهاند:
١- حرث بن مغيره يا پدرش مىگويد: به حضرت صادق عليه السلام گفتم: در وصيّت لقمان به فرزندش چه بوده است؟ فرمود:
«كان فيها الأعاجيب، وكان أعجب ما كان فيها أن قال لابنه: خف اللَّه خيفة لو جئته ببرّ الثقلين لعذّبك، وارج اللَّه رجاءً لو جئته بذنوب الثقلين لرحمك»
. «در وصيّت لقمان، چيزهاى عجيب زيادى وجود داشت، و عجيبترين آنها اين