الفقه الاسلامى احكام جهاد - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣١ - ج- جهاد با برادران
و اجابت نكردن پسر، عبرت خوبى است براى هر پدر مؤمنى كه براى اصلاح فرزندش بكوشد، ولى اگر ديد كه او بر انحراف خود اصرار مىورزد، به سرنوشتش واگذارد و جان خود را، به همراهى او، به مشقّت و هلاكت نيندازد.
امروز كه ملّتهاى ما، در معرض تهاجمات پى درپى ايدئولوژيهاى ويرانگر و فرهنگهاى كفر و شرك قرار گرفتهاند، بر ماست كه در برابر اين تهاجم به جهاد برخيزيم و از غرق شدن فرزندان خود دراين موجها و جريانها جلوگيرى نماييم.
ج- جهاد با برادران
انسان در خانوادهاى تربيت مىشود كه حلقاتى از پدران، فرزندان و برادران آن را احاطه كرده است و بسيارى اوقات از سوى برادران خود مخصوصاً برادر بزرگتر تحت فشار قرار مىگيرد، زيرا آنان بر او نوعى ولايت اعمال مىكنند و مىخواهند استقلال فكرى او را سلب نمايند و گاهى هم ممكن است او را به انحراف و گمراهى بكشانند، و لذا بر اوست كه براى پايدارى در دين خود با آنان مبارزه كند.
در داستان حضرت يوسف عليه السلام و برادرانش، آياتى است براى كسى كه در مقام عبرت آموزى باشد. برادران يوسف به او حسادت ورزيدند و او را در چاه انداختند، امّا خداوند او را يارى فرمود. همچنين حضرت موسى عليه السلام بر برادرش هارون خشمگين شد، آنجا كه ديد قومش گمراه شده و او نتوانسته آنان را از انحراف جلوگيرى كند، و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نيز آهن گداختهاى را به دست برادرش عقيل نزديك كرد، زيرا او از على عليه السلام خواسته بود كه از بيتالمال، بيشتر از آنچه حق