الفقه الاسلامى احكام جهاد - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥ - فصل اوّل مبارزه با نفس
٢- حضرت على عليه السلام فرمود:
«إنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بعث سرية، فلمّا رجعوا قال: مرحباً بقوم قضوا الجهاد الأصغر وبقي عليهم الجهاد الأكبر. فقيل: يا رسول اللَّه، وما الجهاد الأكبر؟ قال: جهاد النفس» [١].
«پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سَرِيّهاى [٢] را براى جهاد اعزام نمود، وقتى آنان برگشتند، حضرت فرمود: آفرين به مردمى كه جهاد اصغر را به انجام رساندند امّا جهاد اكبر بر عهده آنان باقى مانده است. گفتند: يا رسول اللَّه! جهاد اكبر چيست؟ فرمود: جهاد با نفس.»
٣- مردى به نام «مجاشع» بر رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شد و گفت: اى رسول خدا! راه شناخت حق (خداوند) چيست؟ حضرت فرمود:
«معرفة النفس».
«شناخت نفس.»
پس گفت: اى رسول خدا! راه همراهى با حق چيست؟ حضرت فرمود:
«مخالفة النفس».
«مخالفت با نفس.»
پس گفت: اى رسول خدا! راه رسيدن به رضاى حق چيست؟ حضرت فرمود:
«سخط النفس».
«ناخشنودى نفس.»
پس گفت: اى رسولخدا! راه وصل به حق چيست؟ حضرت فرمود:
«هجرة النفس».
«هجران و بريدن از نفس.»
[١] - مستدرك الوسائل، ج ٢، كتاب الجهاد، باب ١، ابواب جهاد العدو، ص ٢٧٠، حديث ١.
[٢] - در تاريخ اسلام (سَريّه) به جنگى گفته مىشود كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله شخصاً در آنشركت نداشته و يكى از اصحاب را به فرماندهى سپاهيان تعيين مىنمودهاند.