ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٩٢ - چند روايت در مورد سؤال قبر و تطبيق آيه يثبت الله الذين آمنوا بر آن
دودمان بنى مغيره و بنى اميه است، نقل خواهيم نمود.
[چند روايت در مورد سؤال قبر و تطبيق آيه: (يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا ...) بر آن]
در تفسير عياشى از صفوان بن مهران از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: شيطان در هنگام مرگ يكى از شيعيان و دوستداران ما مىآيد تا او را از ولايت ما باز بدارد، و از طرف راستش مىآيد حريف نمىشود، از طرف چپش مىآيد همچنين حريف نمىشود و همين جا است كه خداى تعالى در بارهاش مىفرمايد:
(يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ)[١].
و در همان كتاب از زراره و حمران و محمد بن مسلم از امام باقر و امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمودند: وقتى شخصى را در قبرش مىگذارند، دو ملك، يكى از طرف راست و يكى از طرف چپ مىآيند، و شيطان هم با چشمهايى از مس از پيش رويش پيدا مىشود، و فرشتگان مىگويند: اين مردى كه در ميان شما پيدا شد چه مىگفت و منظورشان رسول خدا ٦ است، شخص مدفون، دچار وحشت سختى شده اگر مؤمن باشد مىگويد: او محمد فرستاده خدا بود، آن موقع به او مىگويد بخواب، خوابى كه در آن هيچ پريشانى نبينى، و قبر او را به مقدار ٩ ذراع گشاد مىكنند و از همانجا كه خوابيده جاى خود را در بهشت مىبيند، و اين است منظور از آيه(يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا) و اگر كافر باشد همين پرسش را از او مىكنند، و او مىگويد: نمىدانم آن وقت است كه او را با شيطان مىگذارند و مىروند[٢].
و در الدر المنثور است كه طيالسى، و بخارى، و مسلم، و ابو داوود، و ترمذى، و نسايى، و ابن ماجه، و ابن جرير، و ابن منذر، و ابن ابى حاتم، و ابن مردويه، از براء بن عازب نقل مىكنند كه گفت: رسول خدا ٦ فرمود. وقتى مسلم در قبر مورد سؤال قرار مىگيرد گواهى مىدهد به اينكه معبودى جز خدا نيست، و اينكه محمد ٦ فرستاده او است و اين همان آيه است كه مىفرمايد: (يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ) [٣].
و در همان كتاب آمده كه طبرسى در كتاب تفسير اوسط، و ابن مردويه از ابى سعيد خدرى نقل مىكنند كه گفت: من از رسول خدا ٦ شنيدم كه
[١] تفسير عياشى، ج ٢، ص ٢٢٥، ح ١٦ و ١٧.
[٢] تفسير عياشى، ج ٢، ص ٢٢٥، ح ١٦ و ١٧.
[٣] الدر المنثور، ج ٤، ص ٧٨.