ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٩٠ - نقل ورد سخن آلوسى كه در روايتى كه بنا بر آن مراد از شجره خبيثه بنى اميهاند مناقشه كرده
شده، مانند آيه(بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ)[١] از اين هم كه بگذريم، روايت از نمونههاى تطبيقى كلى بر مصداق است، يعنى خاندان نبوت و پيروانشان، يكى از مصاديق شجره طيبه هستند، دليلش هم، اختلاف روايات در اين تطبيق است در بعضى ها دارد كه، اصل رسول خدا ٦، و فرع على (ع)، و شاخهها امامان (ع) و ميوه علم ايشان، و برگ شيعيانند، مانند همين روايتى كه نقل كرديم، و در بعضى دارد: درخت رسول خدا ٦ و فرع آن على (ع)، و شاخهاش فاطمه (ع)، و ثمرهاش اولاد فاطمه، و برگ آن شيعيانند، مانند روايتى كه صدوق آن را از جابر از امام باقر (ع) نقل كرده است[٢]. و در بعضى ديگر دارد رسول خدا ٦ و ائمه (ع) اصل درخت، و ولايت براى هر كه داخل آن شود فرع آن ميباشد، مانند روايتى كه كافى به سند خود از محمد حلبى از امام صادق (ع) نقل كرده است[٣].
و در مجمع البيان است كه، ابى الجارود از امام باقر (ع) نقل كرده كه فرمود: اين، يعنى جمله(كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ ...) مثل بنى اميه است[٤].
و در تفسير عياشى از عبد الرحمن بن سالم اشل، از پدرش، از امام صادق (ع) نقل كرده كه معناى(ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ) و آيه بعدش را از آن حضرت پرسيد، در جواب فرمود: اين مثلى است كه خداوند براى اهل بيت پيغمبرش زده، و آن ديگرى مثلى است كه براى دشمنان ايشان زده است، كه مىفرمايد:
(وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ)[٥].
[نقل ورد سخن آلوسى كه در روايتى كه بنا بر آن مراد از شجره خبيثه بنى اميهاند مناقشه كرده]
مؤلف: آلوسى در تفسير خود روح المعانى مطلبى گفته كه عين عبارتش چنين است: اماميه كه تو خود حال ايشان را مىدانى از ابى جعفر (رضى اللَّه عنه) تفسير اين آيه را چنين روايت كردهاند: كه منظور از شجره خبيثه بنى اميه، و مراد از شجره طيبه رسول خدا ٦، و على (كرم اللَّه وجهه) و فاطمه (رضى اللَّه عنها)، و آنچه از وى متولد شده ميباشد، و در بعضى روايات اهل سنت تفسير شجره خبيثه به بنى
[١] به كلمهاى از او كه اسمش عيسى بن مريم است. سوره آل عمران، آيه ٤٥.
[٢] معانى الاخبار، ص ٤٠٠.
[٣] كافى
[٤] مجمع البيان، ج ٤، ص ٢٧، طبع بيروت.
[٥] تفسير عياشى، ج ٢، ص ٢٢٥، ح ١٥.