ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٥٩ - رواياتى در بيان مراد از درهاى جهنم در ذيل جمله لها سبعة أبواب
بهشت هشت در است[١].
و در الدر المنثور است كه احمد- در كتاب الزهد- از خطاب بن عبد اللَّه روايت كرده كه گفت: على (ع) فرمود: هيچ مىدانيد درهاى جهنم چگونه است؟ ما گفتيم لا بد مثل همين، درهاى دنيا است، فرمودند: نه و ليكن اينطور است. آن گاه دست خود روى دست گذاشت (كه اشاره به طبقات آن است)[٢] و در همان كتاب است كه ابن مبارك، هناد، ابن ابى شيبه، عبد بن حميد و احمد- در كتاب الزهد- و ابن ابى الدنيا- در كتاب صفة النار- و ابن جرير، ابن ابى حاتم و بيهقى- در كتاب البعث- از چند طريق از على (ع) روايت كرده كه گفت:
جهنم هفت در دارد، بعضى فوق بعضى ديگر قرار دارد وقتى اولى پر شد دومى را پر مىكنند، آن گاه سومى را تا همهاش پر شود[٣].
باز در همان كتاب آمده كه ابن مردويه و خطيب در تاريخش از انس روايت كردهاند كه گفت: رسول خدا ٦ در معناى آيه(لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ) فرمود: جزئى از مردم كه به خدا شرك ورزيدند، و جزئى ديگر كه در او شك كردند، و جزئى كه از او غفلت نمودند[٤].
مؤلف: اين روايت اجزاى درهاى جهنم را مىشمارد، نه خود درها را. و از ظاهر سياق بر مىآيد كه رسول خدا ٦ نمىخواهد اجزاء را منحصر در آن سه جزء كند.
و در همان كتاب است كه ابن مردويه از ابو ذر روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ فرمود: براى جهنم درى است كه از آن داخل نمىشود مگر كسى كه عهد مرا در باره اهل بيتم بشكند و خيانت نمايد، و بعد از من خون آنان را بريزد[٥].
باز در همان كتاب است كه احمد و ابن حبان و طبرى و ابن مردويه و بيهقى- در كتاب البعث- از عتبة بن عبد اللَّه از رسول خدا ٦ روايت آوردهاند كه فرمود: براى بهشت هشت در و براى جهنم هفت در است، كه بعضى افضل از بعض ديگر است[٦].
[١] تفسير قمى، ج ١، ص ٣٧٦.
[٢] ( ٢ و ٣ و ٤) الدر المنثور، ج ٤، ص ٩٩ و ١٠٠.
[٣] ( ٢ و ٣ و ٤) الدر المنثور، ج ٤، ص ٩٩ و ١٠٠.
[٤] ( ٢ و ٣ و ٤) الدر المنثور، ج ٤، ص ٩٩ و ١٠٠.
[٥] ( ٥ و ٦) الدر المنثور، ج ٤، ص ١٠٠.
[٦] ( ٥ و ٦) الدر المنثور، ج ٤، ص ١٠٠.