ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٦٦ - (رواياتى در ذيل الذين أوتوا العلم ، قالوا خيرا ، قالوا أساطير - الأولين و )
(موجود) مىشود، تازه همين گفتنش هم به زبان و لفظ و حتى به همت و تفكر نيست، و حتى نمىتوان گفت چگونه است، چون براى خدا چگونگى نيست[١].
و در الدر المنثور است كه احمد و ترمذى (وى سند را حسن دانسته) و ابن ابى حاتم و ابن مردويه و بيهقى در كتاب شعب الايمان و همگى عبارت شعب الايمان را نقل كردهاند كه وى از ابو ذر از رسول خدا ٦ نقل كرده كه فرمود: خداى تعالى به آدميان مىفرمايد: اى بنى آدم! همه شما گناهكاريد مگر آن كسى كه من عافيتش داده باشم، پس، از من طلب آمرزش كنيد شما را ببخشم، و همه شما فقيريد مگر كسى كه من او را غنى كرده باشم پس، از من بخواهيد تا به شما بدهم و همه شما گمراهيد مگر كسى كه من هدايتش كرده باشم، پس، از من هدايت بخواهيد تا هدايتتان كنم، و كسى كه از من طلب مغفرت كند با علم به اينكه من قادر بر آمرزش وى هستم مىآمرزم و هيچ باكى ندارم.
و اگر اول و آخر و زنده و مرده و تر و خشك شما، همگى جمع شوند تا دل شقى ترين خود را به حال شقاوت نگه دارند هرگز از سلطان و قدرت من به قدر بال مگسى نمىكاهند و باز اگر بخواهم بسوى خير تمايلش مىدهم، و اگر اول و آخر و مرده و زنده و تر و خشك شما، همگى بر قلب با تقوىترين شما جمع شوند تا كمكش كنند باز بر سلطان و قدرت من به قدر بال مگسى نمىافزايند. پس كمك شما تاثيرى در قدرت خدا ندارد. و اگر اولين و آخرين و مرده و زنده و تر و خشك شما همگى از من مسئلت نمايند آن قدر كه ديگر سؤالى نماند و درخواستهاى همه شما را بدهم از درياى كرم من حتى به قدر سر سوزنى كه با آب دريا تر كنيد كم نمىشود، و اين بدان جهت است كه من جواد و ماجد و يكتايم، عطاى من كلام و عذابم كلام است امر من به چيزى كه ارادهاش كنم همين است كه بگويم (موجود) باش او بى درنگ موجود مىشود[٢].
[١] اصول كافى، ج ١، ص ١٠٩، ح ٣، ط بيروت.
[٢] الدر المنثور، ج ٤، ص ١١٨.