ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٥٣ - پاسخ به دليل مشركين تنها وظيفه پيامبران بلاغ مبين است و مشيت خدا بر هدايت انسان مشيت تشريعى و بسته به اختيار انسان است نه تكوينى و خارج از اختيار
همه اين معانى را آيه مورد بحث در عبارتى كوتاه خلاصه كرده و فرموده:(كَذلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ) چون ظاهر آن- همانطور كه قبلا هم اشاره كرديم- اين است كه اين حجت و استدلال از قديم و جديد در ميان مشركين معروف بوده، و جوابش هم اين است كه شان يك نفر فرستاده خدا اين نيست كه مردم را مجبور بر ايمان و اطاعت كند، بلكه تنها وظيفه او ابلاغ آشكار و روشن، و انذار و تبشير است، و دليل مشركين نمىتواند جواب اين دليل را بدهد، پس تو سرگرم كار خود باش و هيچ طمعى به هدايت گمراهان ايشان نبند، و در دو آيه بعد اين اجمال بطور مفصل توضيح داده مىشود:
(وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ ...).
كلمه طاغوت در اصل مانند طغيان، مصدر و به معناى تجاوز از حد بدون حق بوده است، و اسم مصدر آن طغوى است، راغب گفته: طاغوت عبارت از هر متعدى و هر معبودى غير از خداست، كه هم در مفرد بكار مىرود و هم در جمع، خداى تعالى نيز آن را هم در مفرد بكار برده و فرموده:(فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ) و نيز فرموده:(وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ)، و هم در جمع بكار برده و فرموده:(أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ)[١].
و اينكه فرمود:(لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا) اشاره است به اينكه مساله بعثت رسول، امرى است كه اختصاص به امتى ندارد، بلكه سنتى است كه در تمامى مردم و همه اقوام جريان مىيابد، و ملاكش هم احتياج است، و خدا به حاجت بندگان خود واقف است، هم چنان كه در آيه قبلى بطور اجمال به عموميت بعثت رسول اشاره نموده و فرمود:
(كَذلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ).
و جمله(أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ)- بطورى كه از سياق بر مىآيد- بيان بعثت رسول است، و معنايش اين است كه حقيقت بعثت رسول جز اين نيست كه بندگان خداى را به عبادت خدا و اجتناب از طاغوت دعوت كند، زيرا امر و نهى از يك بشر به ساير افراد بشر، مخصوصا وقتى كه آمر و ناهى رسول باشد جز دعوت عادى، معناى ديگرى ندارد، و معنايش الجاء و اضطرار تكوينى نيست، و خود رسول نمىتواند چنين ادعايى بكند تا كسى در رد ادعايش بگويد: اگر خدا بخواهد ما غير او را نمىپرستيم، و اگر نخواهد ديگر فرستادن رسول معنا ندارد .
[١] مفردات راغب، ماده طغى .