ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٩٤ - مراد از استعاذه به خدا از شيطان، پناه جستن قلبى است
و هيچ شقاوت ديگرى در آن نيست.
بعضى[١] ديگر گفتهاند: حيات برزخى است. و شايد اين تخصيص را از اينجا پنداشتهاند كه ذيل آيه را حمل كرده به جنت آخرت و براى حيات طيبه جز برزخ چيزى به نظرشان نرسيده.
بعضى[٢] ديگر گفتهاند: همين حيات دنيوى است كه مقارن با قناعت و رضا به قسمت خداى سبحان باشد، زيرا چنين حياتى پاكيزهترين زندگى است.
و بعضى[٣] گفتهاند: مراد از آن، رزق حلال است كه در قيامت عقابى بر آن نيست.
بعضى[٤] ديگر گفتهاند: روزى روز بروز است.
و در اين وجوه جاى مناقشه بسيار است كه بر خواننده اگر دقت فرمايد پوشيده نيست، و حاجت نيست كه ما كلام را با ايراد آنها طول دهيم.
در باره جمله(وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ) در ذيل آيه قبلى بحث كرديم، و در معناى اين آيه شريفه است آيه(وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ)[٥].
[مراد از استعاذه به خدا از شيطان، پناه جستن قلبى است]
(فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ).
استعاذه ، طلب پناه است، و معنا اين است كه وقتى قرآن مىخوانى از خداى تعالى بخواه مادامى كه مشغول خواندن هستى از اغواى شيطان رجيم پناهت دهد، پس استعاذهاى كه در اين آيه بدان امر شده حال و وظيفه قلب و نفس قرآنخوان است، او مامور شده مادامى كه مشغول تلاوت است اين حقيقت، يعنى استعاذه به خدا را در دل خود بيابد، نه اينكه به زبان بگويد: اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم و اين استعاذه زبانى و امثال آن سبب و مقدمه براى ايجاد آن حالت نفسانى است نه اينكه خودش استعاذه باشد، و اگر به خود اين سخن استعاذه بگوييم مجازا گفتهايم، خداى تعالى هم نفرموده هر وقت قرآن
[١] روح المعانى، ج ١٤، ص ٢٢٦ به نقل از شريك.
[٢] روح المعانى، ج ١٤، ص ٢٢٧ به نقل از ابن عباس و مجمع البيان، ج ٦، ص ٣٨٤ به نقل از وهب و حسن.
[٣] روح المعانى، ج ١٤، ص ٢٢٧ به نقل از ضحاك.
[٤] مجمع البيان، ج ٦، ص ٣٨٤.
[٥] عمل صالح كنند از مرد و زن در حالى كه ايمان داشته باشند چنين كسانى داخل بهشت مىشوند و بى حساب روزى خواهند خورد. سوره مؤمن، آيه ٤٠.