ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٧٩ - معناى اينكه فرمود و ما خلقنا السماوات و الأرض و ما بينهما إلا بالحق و بيان وهن استدلال هر يك از قائلين به جبر و تفويض به اين آيه شريفه براى اثبات مراد خود
بر نظريه خود بگيرد، جبرى مذهبان با اين آيه استدلال كردهاند بر اينكه افعال بندگان، مخلوق خداست، زيرا افعال بندگان هم يكى از موجوداتى است كه ميان زمين و آسمانها قرار دارد و آنچه هم كه ما بين زمين و آسمان است مخلوق خدا است پس آن افعال بندگان نيز مخلوق خدا است.
تفويضى مسلكان هم با همين آيه استدلال كردهاند بر اينكه: افعال بندگان، مخلوق خدا نيست بلكه تنها مستند به خود آنان است، براى اينكه گناهان و كارهاى زشت، جزء باطلند و اگر آنها نيز مخلوق خدا باشند لازم مىآيد كه خدا عالم را به حق و باطل خلق كرده باشد، و حال آنكه در آيه مورد بحث فرموده عالم را تنها به حق خلق كرده است.
و ليكن حق مطلب اين است كه استدلال هر دو طائفه از باطلهاى عالم است، زيرا جهات زشتى كه در اعمال بندگان و گناهان ايشان هست، جهات و حيثياتى است عدمى، كه متعلق خلقت قرار نمىگيرد، تا بيائيم و مشاجره كنيم كه خالق آنها خداست يا خود بندگان، زيرا اطاعت و معصيت مانند زنا و ازدواج و خوردن مال حلال و مال حرام و امثال اينها عمل خارجى آنها يكى است، منتهى چيزى كه هست، آنجا كه موافق امر و دستور خداست، اطاعت، و آنجا كه مخالف آنست معصيت شمرده مىشود، و مخالفت جهت عدمى است.
حال كه اين معنا روشن گرديد مىگوييم: فعل را اگر به خلقت خدا نسبت مىدهيم از جهت وجود است و اين مستلزم اين نيست كه از جهت زشتى و گناه بودن هم مستند به خلقت بدانيم و بگوييم گناه و كار زشت را هم خدا آفريده، زيرا اين جهت عدمى است، و فعل از جهت عدم نمىتواند ما بين آسمانها و زمين باشد تا آيه شريفه شامل آن بشود، و از لحاظ وجوديش هم جزء باطل نيست تا خلقت خود عمل، خلقت باطل باشد.
علاوه بر اين مساله حكومت نظام عليت و معلوليت در عالم وجود از ضروريات عقل است، و عقل با بداهت حكم مىكند بر اينكه: ملاك اتصاف، عبارتست از قيام وجود چيزى به چيز ديگر به نحوى كه بدون آن چيز موجود نگردد، و در مساله مورد بحث با بداهت هر چه تمامتر حكم مىكند بر اينكه متصف به اطاعت و معصيت خود انسان است و بس، نه آن كسى كه انسان را خلق كرده و برايش وسائل فراهم آورده كه يا اين كار را بكند و يا آن كار را، هم چنان كه مىبينيم متصف به سفيدى و سياهى جسم را همان جسم مىداند، نه آن كسى كه جسم را خلق كرده است.
و ما اين بحث را بطور مفصل، در تفسير آيه(وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ)[١] در جلد
[١] سوره بقره، آيه ٢٦.