ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١١٦ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل آياتى كه دعاى ابراهيم(ع) را حكايت مىكنند)
فرموده:(فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي)[١].
مؤلف: در بعضى روايات آمده كه فرزندان اسماعيل هرگز بت نپرستيدند، و اين به خاطر دعاى ابراهيم (ع) بود كه عرض كرد:(وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ). و اگر بت را بزرگ مىداشتند عقيدهشان اين بود كه اين بتها شفيعان درگاه خدايند [٢]. و ليكن اين روايات جعلى است كه در بيان سابق هم بدان اشاره شد.
و همچنين است آن رواياتى كه از طرق عامه[٣] و خاصه[٤] آمده كه سرزمين طائف جزو سرزمين اردن بود، و چون ابراهيم دعا كرد كه خدايا اهل مكه را از ميوهها روزى فرما، خداوند آن قطعه از سرزمين اردن را از آنجا به طائف منتقل نمود (و آن سر زمين نخست در مكه خانه خدا را طواف نمود) و هفت مرتبه دور خانه گرديد، و آن گاه در جايى كه امروز آن را طائف مىنامند قرار گرفت، (و بخاطر همين طوافش طائف ناميده شد) .
چون هر چند از راه معجزه چنين چيزى امكان دارد و محال عقلى نيست، و ليكن اين روايات براى اثبات آن كافى نيست، چون بعضى از آنها ضعيف است و بعضى اصلا سند ندارد. علاوه بر اينكه اگر در اثر دعاى ابراهيم چنين امرى عجيب و معجزهاى باهر رخ داده بود، جا داشت در اين آيات كه همه در مقام ذكر سنتهاى خدايى است آن را نيز ياد مىكرد و مىفرمود كه در اثر دعاى ابراهيم ما چنين كارى را كرديم- و خدا داناتر است.
و در مرسله عياشى از حريز از آن كس كه نامش را نبرده از يكى از دو امام باقر يا صادق (ع) آمده كه آن جناب آيه را: رب اغفر لى و لولدى قرائت مىكرد كه مقصود از ولد همان اسماعيل و اسحاق است[٥]. و در مرسله ديگرى از جابر از امام باقر (ع) نظير اين مطلب را روايت نموده است[٦]. و ظاهر اين دو روايت اين است كه چون پدر ابراهيم كافر بوده امام (ع) آيه را بدين صورت قرائت نموده است و ليكن هر دو ضعيف است و چنان نيست كه بشود بدانها اعتماد نمود.
[١] تفسير عياشى، ج ٢، ص ٢٣١، ح ٣٣.
[٢] تفسير نور الثقلين، ج ٢، ص ٥٤٦.
[٣] تفسير ابى السعود، ج ٤، ص ٥٢.
[٤] تفسير برهان، ج ٢، ص ٣٢٠، ح ١٠.
[٥] تفسير عياشى، ج ٢ ص ٢٣٤، ح ٤٥.
[٦] تفسير عياشى، ج ٢، ص ٢٣٥، ح ٤٧.