ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٠ - معناى جمله و برزوا لله جميعا
ميان او و آنان، هيچ حاجب و مانعى وجود نداشته باشد، و اين تفاوت كه ميان دنيا و آخرت است، كه در دنيا از خدا محجوب هستند و در آخرت ظاهر، نسبت به خود بندگان است كه در دنيا گمان مىكردند، بين آنها و خدا مانعى وجود داشته و آنها غايب از خدا، و خدا غايب از آنها است، و چون قيامت مىشود مىفهمند كه در اشتباه بودهاند و در دنيا هم براى خدا ظاهر بودند، و اما نسبت به خداى تعالى اين تفاوت در كار نيست، و براى او هيچ مخلوقى در پرده نيست، نه در دنيا و نه در آخرت، هم چنان كه خودش فرمود:(إِنَّ اللَّهَ لا يَخْفى عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ)[١].
ممكن هم است جمله مورد بحث، كنايه باشد از اينكه آن روز بندگان براى حساب اعمال، خالص مىگردند، و مشيت الهى تعلق گرفته بر انقطاع اعمال و آغاز جزاى موعود هم چنان كه فرمود:(سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ)[٢].
( فَقالَ الضُّعَفاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا) ...(مِنْ شَيْءٍ )- اين قسمت، تخاصم و بگومگوى كفار را در روز قيامت نقل مىكند (البته بنا بر آنچه از سياق بر مىآيد)، و مقصود از ضعفاء آنهايى هستند كه از بزرگان كفار تقليد و اطاعت مىكنند، و مقصود از مستكبرين همان اولياء و بزرگان كفرند، كه دسته اول، آنها را پيروى مىكردند، و قدرت ظاهرى، وادارشان كرد، از ايمان به خدا و آياتش استنكاف ورزند.
و معناى آيه اين است كه: ضعفاء كه كارشان تقليد بود، به مستكبرين خود مىگويند: ما در دنيا پيرو و مطيع شما بوديم بدون اين كه از شما مطالبه دليل بكنيم، هر چه مىگفتيد، مىكرديم، حالا آيا امروز مىتوانيد فايدهاى به حال ما داشته باشيد، و مقدارى از اين عذاب خداى را از ما دفع نماييد؟! بنا بر اين معنا، لفظ من در جمله(مِنْ عَذابِ اللَّهِ) بيانيه، و در جمله من شىء زائده و براى تاكيد خواهد بود هم چنان كه در جمله ما جاءني من احد نيز من زيادى است و معنا نمىدهد، ليكن نيامدن احدى را تاكيد مىكند، در آيه مورد بحث، هر چند سياق كلام مانند مثال بالا سياق نفى نبوده بلكه سياق استفهام است ليكن نفى و استفهام در اين قضيه نزديك به يكديگرند و حرف من زائده، مفاد جمله را تاكيد مىكند.
[١] همانا هيچ چيز بر خداوند پنهان نيست، نه در آسمان و نه در زمين. سوره آل عمران، آيه ٥.
[٢] بزودى اى جن و انس، يكسره بكار شما مىپردازيم. سوره الرحمن، آيه ٣١.