ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٠٠ - شرح و تفصيل جواب خداى سبحان به افتراى مشركين به رسول خدا
سعادت است.
در سابق هم در تفسير آيه(ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها)[١] در جلد اول اين كتاب بحثى در باره نسخ گذرانديم.
[شرح و تفصيل جواب خداى سبحان به افتراى مشركين به رسول خدا ٦ كه گفتند مردى غير عرب به او مىآموزد]
(وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ).
اين افتراء ديگرى است از مشركين به رسول خدا ٦ و آن اين است (إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ)- بدرستى كه بشرى به او درس مىدهد و منشا اين افتراء بطورى كه از سياق اعتراضشان و جوابى كه آمده بر مىآيد اين بوده كه مردى غير عرب بوده، و منظور ايشان تعليم آن مرد بوده است، مردى بوده كه زبان عربى را بطور فصيح مىدانسته و در عين حال چيزى از معارف اديان و احاديث انبياء را هم مىدانسته، و چه بسا رسول خدا ٦ او را ديده، از اين رو اين تهمت را زدهاند كه حتما آن مرد به وى تعليم مىدهد، و ادعايى كه مبنى بر وحى بودن گفتههايش مىكند صحيح نيست، و خداى تعالى در نقل كلام آنان رعايت اختصار را كرده و گر نه تقديرش: انما يعلمه بشر و ينسب ما تعلمه منه الى اللَّه افتراء عليه- بشرى به او درس مىدهد و او آنچه را از وى ياد مىگيرد از روى افتراء به خدا نسبت مىدهد مىباشد.
و معلوم است كه جواب دادن به صرف اينكه آن مرد زبانش غير عربى است و قرآن به زبان عربى فصيح و آشكار است، ماده اشكال را به كلى از بين نمىبرد، براى اينكه ممكن است بگويند از آن مرد غير عربى درس مىگيرد، و آن گاه يادگرفتههاى خود را در قالب زبان عربى صحيح و فصيح در مىآورد، بلكه اصلا اين اشكال بيشتر به ذهن مىرسد تا اشكال اول، چون تعبير مشركين اين بود كه: بدرستى كه مردى عجمى به او ياد مىدهد و اين نبود كه مردى عجمى به او تلقين و يا املاء مىكند و او عين عبارات وى را اداء مىنمايد، و معلوم است كه تعليم مربوط به معانى است، نه الفاظ.
و از اينجا به خوبى روشن مىگردد كه جمله( لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ) ...(مُبِينٌ ) به تنهايى جواب از شبهه آنان نيست، بلكه جواب از اين جمله شروع شده، و تا تمامى دو آيه تمام مىشود.
و خلاصه جوابى كه از مجموع سه آيه استفاده مىشود اين است كه: تهمتى كه شما
[١] ما هيچ آيهاى را نسخ نمىكنيم و از يادها نمىبريم مگر آنكه بهتر از آن و يا مثل آن را مىآوريم. سوره بقره، آيه ١٠٦.