ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٢٨ - روايتى كه در آن أتى أمر الله به ظهور مهدى
اينكه ملائكه غير روح است[١].
مؤلف: اين روايت مؤيد رواياتى است كه ما قبلا ذكر كرديم و در يك دسته روايات آمده كه روح مخلوقى است بزرگتر از جبرئيل.
و در تفسير قمى در ذيل جمله(فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ) آمده كه امام (ع) فرمود: خداوند انسان را از يك قطره آب بى ارزش خلق كرد، و همين قطره بى ارزش، دشمنى آشكار برايش شد، و در دشمنى با او متكلمى بليغ گرديد.[٢] و نيز در همان كتاب در ذيل جمله(حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ)، امام (ع) فرموده: حين بازگشت از چراگاه و حين رفتن به چراگاه[٣].
و در تفسير عياشى از زراره از يكى از دو امام باقر و صادق (ع) روايت كرده كه گفت: از آن جناب از بول اسب و الاغ و قاطر پرسيدم، فرمود: ما آن را مكروه مىداريم عرض كردم مگر گوشت آنها حلال نيست؟ فرمود: مگر خداى تعالى برايتان بيان نكرده كه:(وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ) كه گوشت انعام يعنى شتر و گاو و گوسفند، حلال است ولى در باره چارپايان، يعنى خيل و بغال و حمير تنها فرموده:
(لِتَرْكَبُوها وَ زِينَةً)، از آنها تنها خوردن گوشت و از اينها تنها مساله سوار شدن را ذكر فرموده، البته معناى اين دو بيان اين نيست كه گوشت چارپايان حرام است، و ليكن اشاره به رفتارى است كه خود مردم در باره آنها دارند، يعنى از خوردن گوشت آنها صرفنظر كردهاند[٤].
مؤلف: روايات در باب خيل و بغال و حمير، مختلف است، ولى مذهب اهل بيت (ع) همين است كه خوردن گوشت آنها مكروه است نه حرام.
و در تفسير قمى در ذيل جمله(وَ يَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ) آمده كه امام فرمود: مقصود عجائبى است كه خداوند در دريا و خشكى عالم خلق مىكند[٥].
و در الدر المنثور است كه در ذيل آيه(وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَ مِنْها جائِرٌ) عبد بن حميد و ابن منذر و ابن انبارى (در كتاب مصاحف) از على (ع) نقل كرده كه آن
[١] اصول كافى، ج ١، ص ٢٧٤، ح ٦، ط بيروت.
[٢] ( ٢ و ٣) تفسير قمى، ج ١، ص ٣٨٢، ط قم.
[٣] ( ٢ و ٣) تفسير قمى، ج ١، ص ٣٨٢، ط قم.
[٤] تفسير عياشى، ج ٢، ص ٢٥٥، ح ٦.
[٥] تفسير قمى، ج ١، ص ٣٨٢.