ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٢٤ - نكاتى كه از آيه فكلوا مما رزقكم الله حلالا طيبا استفاده مىشود
و با اين بيانى كه براى آيه كرديم نكته قيدهايى كه در آيه شريفه اخذ شده روشن مىگردد.
(فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً ...).
اين جمله تفريع بر معنايى است كه از مثل قبلى به دست مىآيد و تقدير آن چنين است: وقتى حال اين چنين است كه در كفران رزق فراوان، عذاب و در تكذيب دعوت انبياء، مجازات است پس از آنچه خدا روزيتان كرده بخوريد در حالى كه حلال و طيب باشد، يعنى شما ممنوع از آن نيستيد، بدون دلواپسى بخوريد ولى شكر خدا را بجاى آوريد، اگر او را مىپرستيد.
[نكاتى كه از آيه:(فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً) استفاده مىشود]
در اين بيان چند نكته به دست مىآيد:
اول اينكه: آيه شريفه در مقام اين است كه هر رزق طيبى را حلال كند، پس ديگر جايى براى حرف بعضى[١] از مفسرين نمىماند كه گفتهاند: مراد اين است كه آنچه خدا از غنيمتها به شما روزى كرده بخوريد، و خلاصه مقصود از رزق طيب غنيمت جنگى و مقصود از جنگ هم جنگ بدر و مقصود از قريه در مثلى كه قبلا زده شد شهر مكه است، و مقصود از رسول هم نبى اسلام ٦ و مقصود از عذاب هم همان كشتهشدگان صناديد قريش در روز بدر است .
هيچ يك از اين احتمالات از لفظ آيه استفاده نمىشود علاوه بر اين سابقا احتمال مكى بودن اين آيات را تاييد كرديم.
دوم اينكه: مراد از حليت و طيب بودن اين است كه رزق طورى باشد كه طبع بشر از آن محروم نباشد، يعنى طبع آدمى آن را پاكيزه بداند و از آن خوشش آيد، و ملاك حليت شرعى هم همين است، چون حليت شرعى، تابع حليت فطرى است، آرى دين خدا همهاش مطابق فطرت است و خداى سبحان انسان را مجهز به جهاز تغذيه خلق كرده، و موجوداتى از زمين مانند حيوانات و نباتات را ملايم با قوام بشر قرار داده، و طبع بشر بدون هيچ نفرتى مايل آنها هست، و چنين چيزى براى او حلال است.
سوم اينكه: جمله فكلوا امرى است مقدمى براى جمله(وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ) و يادآورى نعمت، اشاره به سبب حكم است، چون نعمت بودن هر چيزى سبب لزوم و وجوب شكر آن است.
[١] مجمع البيان، ج ٦، ص ٣٩٠.