ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٦٥ - دسيسه و جعل روايات دال بر تحريف توسط دشمنان قرآن و لوازم و محذورات مهم مترتب بر قبول اين روايت
(مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ) ...(وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ) (و الحمد للَّه رب العالمين) . و در بعضى[١] ديگر جمله الحمد للَّه رب العالمين را در آخر آيه سوم بعد از جمله(هُمْ فِيها خالِدُونَ) آورده.
در بعضى[٢] چنين آمده:( لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ) (و ما بينهما و ما تحت الثرى عالم الغيب و الشهادة الرحمن الرحيم ... . و در بعضى ديگر اينطور آمده: عالم الغيب و الشهادة الرحمن) الرحيم بديع السماوات و الارض ذو الجلال و الاكرام رب العرش العظيم و در بعضى ديگر آمده: عالم الغيب و الشهادة العزيز الحكيم .
و اينكه بعضى از محدثين گفتهاند كه اختلاف روايات در آياتى كه نقل شد ضرر به جايى نمىرساند چون اين روايات در اصل تحريف قرآن اتفاق دارند مردود و غلط است. چون اتفاق روايات مذكور در تحريف شدن قرآن ضعف دلالت آنها را جبران نمىكند و هر يك از آنها ديگرى را دفع مىكند.
[دسيسه و جعل روايات دال بر تحريف توسط دشمنان قرآن و لوازم و محذورات مهم مترتب بر قبول اين روايت]
و اما اينكه گفتيم دسيسه و جعل در روايات شايع شده، مطلبى است كه اگر كسى به روايات مربوط به خلقت و ايجاد و قصص انبياى سلف و امتهاى گذشته، و همچنين به اخبار وارده در تفاسير آيات، و حوادث واقعه در صدر اسلام مراجعه نمايد هيچ ترديدى، در آن برايش باقى نمىماند، چون بزرگترين چيزى كه از اسلام خواب را بر چشم دشمنان حرام كرده و ايشان حتى يك لحظه از خاموش كردن نور آن و كم فروغ كردن شعله فروزان آن و از بين بردن آثار آن از پاى نمىنشينند، قرآن كريم است. آرى قرآن كريم است كه كهفى منيع و ركنى شديد براى اسلام است. قلعهايست كه جميع معارف دينى و سند زنده و جاويد نبوت و مواد دعوت در آن متحصن است. آرى، دشمنان خوب فهميده بودند كه اگر بتوانند به قرآن دستبردى زنند و حجيت آن را مختل سازند، امر نبوت خاتم الانبياء بدون كمترين درد سرى باطل مىشود و شيرازه دين اسلام از هم مىگسلد و ديگر بر بناى اسلام سنگى روى سنگى قرار نمىگيرد.
و عجب از اين گونه علماى دينى است كه در مقام استدلال بر تحريف شدن قرآن بر مىآيند و آن گاه به رواياتى كه به صحابه و يا به ائمه اهل بيت منسوب شده احتجاج مىكنند و هيچ فكر نمىكنند كه چه مىكنند. اگر حجيت قرآن باطل گردد، نبوت خاتم الأنبياء باطل شده، و معارف دينى لغو و بى اثر مىشود، و در چنين فرضى اين
[١] تفسير قمى، ج ١، ص ٨٥.
[٢] تفسير قمى، ج ١، ص ٨٤.