ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٢٣ - بيان نكتهاى كه در تعليل و إن تعدوا نعمة الله لا تحصوها به إن الله لغفور رحيم وجود دارد و اشاره به ارتباط بين مفهوم نعمت با رحمت و مغفرت
خود را واجد است، پيدا نمىشود مگر با احاطه معبود به ظاهر و باطن بنده، و خداى عز و جل عالم است به آنچه كه انسان پنهان مىدارد و آنچه كه آشكار مىسازد، همانطور كه او خالق و منعم است، و بخاطر خلقت و انعامش مستحق پرستش است.
از همين جا روشن مىگردد كه: چرا در آيه شريفه در بيان علم خدا، تعبير مذكور انتخاب شده، با اينكه ممكن بود بفرمايد: عالم الغيب و الشهادة و يا بفرمايد: و اللَّه بكل شىء عليم ، ولى فرمود:(وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ وَ ما تُعْلِنُونَ)، پس جهت اينكه علم به اسرار و آشكار را علت آورد، آنهم اسرار و آشكار انسانها، براى اين بود كه سخن در باره عبادت انسانها در برابر پروردگارشان بود، و در علم به عبادت، كه امرى است هم مربوط به بدن و اعضاى عبادت كننده و هم به قلب و احوال او لذا لازم است كه معبود، داناى به باطن و ظاهر عبادتكنندهاش باشد، و به نيت درونى و احوال و حركات بدنى او آگاه باشد.
و جمله(وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ) اشاره است به فقدان ركن اول از اركان ربوبيت در بتها و معبودهاى مشركين، و چون ركن اول ربوبيت را ندارند قهرا ركن دوم را هم كه از فروعات ركن اول است و عبارت است از: دادن نعمت، ندارند.
بهمين جهت معبودهاى آنان، آلهه و ارباب نيستند، بلكه خداى متعال رب است.
و اينكه فرمود:(أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ) اشاره است به فقدان ركن سوم از اركان ربوبيت در بتهاى بتپرستان، و آن ركن عبارت است از علم به سر و آشكار ايشان، و در اين نفى، مبالغه كرده و اصل حيات و زندگى را كه مستلزم داشتن علم است نفى كرده كه نفى آن مستلزم نداشتن مطلق علم است تا چه رسد به نوع اكمل آن كه همان علم به ظاهر و باطن انسان است، و فرموده: مردگانى هستند بى جان اول مرگ را براى ايشان اثبات كرده، كه هيچ وقت با درك و شعور نمىسازد، سپس همان مرگ را با بى جانى تاكيد نموده است.
و اگر از ميان همه وجوه جهل بتها خصوص علم به اينكه: مردم چه وقت مبعوث مىشوند را ذكر كرده به اين مناسبت است كه روز بعث، روز پاداش انسانها است، و بر اله معبود لازم است كه روز پاداش دادن به بندگانش را بداند، زيرا بايد بداند كه چه روزى بندگان خود را در ازاى بندگيشان پاداش مىدهد ولى اين بتها از چنين روزى خبر ندارند، پس چگونه مىتوانند اله معبود باشند؟.
از همين جا روشن مىشود كه ضمير اول، يعنى ضمير جمع ما يشعرون به اصنام، و