ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠٠ - توضيحى در مورد اينكه آن جناب از خدا خواست او و فرزندانش را از بت پرستى دور بدارد و اجنبني و بني أن نعبد الأصنام
پس برگشت اين دعا در حقيقت به همان معنايى است كه قبلا خاطر نشان شده بود كه:(يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ ...) و آن اينكه: هر چه از خيرات چه فعل باشد و چه ترك، چه امر وجودى باشد چه عدمى، همه نخست منسوب به خداى تعالى است و پس از آن منسوب به بندهاى از بندگان اوست، بخلاف شر كه چه فعل باشد و چه ترك، ابتداء منسوب به بنده است، و اگر هم به خدا نسبت مىدهيم آن شرورى را نسبت مىدهيم كه خداوند بندهاش را به عنوان مجازات مبتلا به آن كرده باشد- كه بيانش مفصل گذشت.
پس اجتناب از بتپرستى وقتى عملى مىشود كه خداوند به رحمت و عنايتى كه نسبت به بندهاى دارد او را از آن اجتناب (دورى) داده باشد. و خلاصه، صفت اجتناب داشتن از بتپرستى صفتى است كه بنده بعد از تمليك خداى تعالى مالك آن مىشود، و مالك بالذات آن تنها خداست. هم چنان كه هدايت راه يافتگان نيز از خود ايشان نيست، بلكه خداوند به ايشان تمليك نموده. خداى تعالى آن را بالذات مالك است و بنده به تمليك خدا مالك آن مىشود، نه اينكه هدايت خدا چيزى و هدايت بنده چيز ديگرى باشد. كوتاهترين و سادهترين بيانى كه اين معنا را افاده كند عبارتى است كه در كلمات اهل بيت عصمت (ع) آمده كه فرمودهاند: خداوند بنده خود را موفق به عمل خير و يا ترك عمل زشت مىكند .
[توضيحى در مورد اينكه آن جناب از خدا خواست او و فرزندانش را از بت پرستى دور بدارد: (وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ) ]
پس خلاصه كلام اين شد كه: منظور از جمله و اجنبنى درخواست صنعى است از خدا در ترك بتپرستى، و به عبارت ديگر از خداى خود درخواست مىكند كه او را و فرزندانش را از پرستش بتها نگهدارى نموده، و در صورتى كه خود آنان بخواهند به سوى حق هدايتشان كند، و اگر از او خواستند تا دين حق را افاضهشان فرمايد افاضهشان بفرمايد، نه اينكه ايشان را حفظ بكند، چه اينكه خودشان خواهان اين حفظ باشند و يا نباشند، و دين حق را افاضهشان بكند، چه اينكه خود آنان خواهان آن باشند و يا نباشند- اين است معناى دعاى آن جناب.
و از آن فهميده مىشود كه نتيجه دعا براى بعضى از كسانى است كه جهت ايشان دعا شده هر چند كه لفظ دعا عمومى است، و ليكن تنها در باره كسانى مستجاب مىشود كه خود آنان استعداد و خواهندگى داشته باشند، و اما معاندين و مستكبرينى كه از پذيرفتن حق امتناع مىورزند دعا در حق ايشان مستجاب نمىشود. و ما به زودى اين معنا را توضيح بيشترى مىدهيم ان شاء اللَّه.