ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١٤ - نظام خلقت بدون موت و حيات نظامى تام و حكيمانه نمىبود
بارانهايى جمع شده كه از آسمان فرو ريختهاند، بر خلاف قدماء كه معتقد بودند آب، خود كرهاى است ناقص كه بيشتر سطح كره زمين را پوشانده و خود يكى از عناصر چهارگانه است. و آيه مورد بحث كه با قسمت اولش يعنى جمله(وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ) مساله نر و مادگى و تلقيح گياهان را و با قسمت دومش يعنى جمله(فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسْقَيْناكُمُوهُ) مساله پيدايش آب را از باران اثبات نموده است، همچنين آيه قبل كه داشت:
(وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ) به يك حقيقت علمى ديگر اشاره نموده و آن اينست كه وزن در روئيدن نباتات مؤثر است و اين خود يكى از دقايق علمى امروز است كه قرآن كريم گوى سبقت را در آن از همه آكادمىهاى علمى جهان ربوده است و كشف اين اسرار در چهارده قرن قبل از قرآن كريم دست كمى از معجزه ندارد، بلكه همان معجزه است.
[نظام خلقت بدون موت و حيات نظامى تام و حكيمانه نمىبود]
(وَ إِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَ نُمِيتُ وَ نَحْنُ الْوارِثُونَ).
اين كلام سياقش سياق حصر است، مىخواهد بفرمايد: تمامى تدبيرها به خداى تعالى منتهى مىشود و چون قبلا از نعمتهايى مانند آسمان و برجهايش، زمين و كوههايش، گياهان و موزون بودن آن و معايش بودنش، بادها و تلقيحش، و ابرها و بارانش اسم برده بود پس اين نعمتها وقتى به صورت يك نظام تام و حكيمانهاى در مىآيند كه منضم به حيات و موت و حشر گردند. علاوه بر آنچه گفتيم جمله مورد بحث اين توهم را هم كه بعضى پنداشتهاند پارهاى از حيات و موتها مستند به خدا نيست دفع نموده با حصرى كه دارد تمامى حيات و موتها را هر چه باشد به او مستند نموده و اختصاص مىدهد، و دنبالش مىفرمايد(وَ نَحْنُ الْوارِثُونَ)، يعنى بعد از ميراندن شما كه عمرى از متاعهاى زندگى كه در اختيارتان گذاشتيم بهرهمند شديد تنها خودمان باقى مىمانيم، گويا، فرموده: تدبير امر شما در دست ما است و ما بر شما احاطه داريم، ما شما را زنده مىكنيم پس ما قبل از شماييم، و نيز شما را مىميرانيم وارث بر شما هستيم پس ما بعد از شما وجود داريم.
(وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ).
همانطورى كه گفتيم آيات سابق كه نعمتهاى الهى را مىشمرد و تدبير او را وصف مىنمود در سياق بيان وحدانيت خدا در ربوبيت بود و نيز گفتيم خلقت و نظام آن تمام نمىشد مگر به انضمام حيات و موت، و گفتيم كه خداى تعالى محيط به مرگ و حيات انسانهاست لذا به دنبال مساله مرگ و زندگى مىفرمايد: ما مىدانيم كه