ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٧١ - موارد اختلاف مفسرين در بيان معنى و مفاد مفردات آيه فوق الذكر
درخت (نيك) مثل زده و تشبيه كرده است و اين همان معناى اتخذ كلمة طيبة كشجرة ... است.
و اين كه فرمود: اصلها ثابت معنايش اين است كه: ريشهاش در زمين جاى گرفته و با عروق خود در زمين پنجه زده است و اينكه فرمود:(وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ) معنايش اين است كه شاخههايى كه متفرع بر اين ريشه هستند، از قسمت بالا از آن جدا شدهاند، و آسمان در لغت عرب، به معناى هر بلندى و سايهبان است و جمله(تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها) يعنى همواره و در هر زمان به اذن خدا ميوهاش را مىچينى، و نهايت درجه بركت يك درخت اين است كه در تمام دوران سال و تا ابد، در هر لحظه ميوه بدهد.
[موارد اختلاف مفسرين در بيان معنى و مفاد مفردات آيه فوق الذكر]
مفسرين در اين آيه شريفه از چند جهت اختلاف كردهاند:
اول اينكه: مقصود از كلمه طيبة چيست؟ يكى[١] گفته: شهادت به وحدانيت خدا است. يكى گفته[٢]: ايمان است. يكى گفته[٣]: قرآن است، يكى[٤] ديگر گفته:
تسبيح و تنزيه است. يكى[٥] گفته: مطلق ثناى بر خداست. يكى[٦] گفته: هر سخن خيرى است. بعضى[٧] گفتهاند: همه طاعتها است. يكى[٨] هم گفته: مؤمن است.
دوم اينكه: مقصود از(كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ) چيست؟ يكى گفته[٩]، درخت خرما است، كه اين قول بيشتر مفسرين است، ليكن ديگرى[١٠] گفته: درخت جوز هندى است. يكى گفته[١١]: هر درختى است كه ميوه پاكيزه دهد، از قبيل انجير و انگور و انار، و بعضى[١٢]
[١] فخر رازى، ج ١٩، ص ١٢٠. به نقل از ابن عباس.
[٢] مجمع البيان، ج ٦، ص ٣١٢.
[٣] روح البيان، ج ٤، ص ٤١٤.
[٤] كشاف، ج ٢، ص ٥٥٣.
[٥] روح البيان، ج ٤. ص ٤١٤.
[٦] الدر المنثور، ج ٤، ص ٧٨، نقل از ابن جرير و او از عكرمه.
[٧] مجمع البيان، ج ٦، ص ٣١٢،
[٨] كشاف، ج ٢، ص ٥٥٣، به نقل از رسول خدا٦ و تفسير طبرى، ج ١٣، ص ١٣٦، به نقل از ابن عباس.
[٩] فخر رازى، ج ١٩، ص ١٢٠.
[١٠] روح المعانى، ج ١٣، ص ٢١٤، به نقل از ابن مردويه و او از ابن عباس.
[١١] كشاف، ج ٢، ص ٥٥٣.
[١٢] مجمع البيان، ج ٦، ص ٣١٢.