ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٦٢ - در عذاب ظالمان در آخرت تخفيف و تاخيرى نيست
اين وسيله دلالت كند بر اينكه بتها و خدايان دروغين ايشان با خدا شركت واقعى ندارند، تنها آن شركتى را دارا هستند كه اين مشركين بر ايشان جعل و فرض نمودهاند، كه آن هم حقيقت ندارد.
با اين بيان روشن مىگردد، اينكه تفسير شركاءهم به اصنام يا معبودات باطل ديگر، و اينكه اصنام با بتپرستان شريك المال بودند، چون سهمى از اموال و احشام ايشان وقف آنها بود، و نيز تفسير به شياطين و اينكه شيطانها در اموال و اولادشان و يا در كفرشان و يا در وبال كفرشان شركت داشتند تفسير صحيحى نيست، و چون مجال مناقشه با هر يك از اين تفسيرها را نداريم مىگذريم.
(قالُوا رَبَّنا هؤُلاءِ شُرَكاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوا مِنْ دُونِكَ)- معناى اين جمله روشن است، مىخواهد از طرف مشركين شركاى ايشان را براى پروردگارشان معرفى نمايد، و احتياجى نيست به اينكه بحث كنيم كه چرا مشركين در قيامت خدايان خود را معرفى مىكنند، چون آن روز، روزى است كه بدبختى و عذاب از هر سو ايشان را احاطه مىكند، و انسان در مثل چنين وصفى به آنچه به ذهنش برسد تمسك مىجويد، و هر كوششى كه به خاطرش برسد براى نجات خود مىكند.
(فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكاذِبُونَ)- در مجمع گفته: وقتى مىگويى: القيت الشيء كه آن شىء را دور بيندازى، و كلمه لقى به معناى چيز دور افتاده است، و القيت اليه مقاله يعنى روى سخن را متوجه او كردم، و كلمه تلقاها به معنى آن را، قبول كرد مىباشد.[١] و معناى جمله اين است كه شركاى ايشان كلام ايشان را رد نموده تكذيبشان كردند و خداى سبحان در جاى ديگر از اين تكذيب به كفر تعبير نموده است، مانند آيه(وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ)[٢] و نيز مانند آيه(إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ)[٣] كه حكايت شيطان است در خطاب به مشركين در روز قيامت.
(وَ أَلْقَوْا إِلَى اللَّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ).
كلمه سلم به معناى اسلام و استسلام است، و گويا خواسته است با تعبير به
[١] مجمع البيان، ج ٦، ص ٣٧٩.
[٢] و روز قيامت همين خدايان دروغين به شرك شما كفر مىورزند. سوره فاطر، آيه ١٤.
[٣] من به شركى كه مرا قبلا داديد كفر مىورزم. سوره ابراهيم، آيه ٢٢.