ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٧٨ - فصل پنجم گرد آورى مصاحف مختلف و جمع و تدوين قرآن بر اساس يك قرائت در زمان عثمان
(مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ) در جاى خودش قرار داديم[١].
باز در همان كتاب است كه ابن اشته از طريق ايوب، از ابى قلابه روايت كرده كه گفت: مردى از بنى عامر كه انس بن مالكش مىگفتند گفت: در عهد عثمان اختلافى بر سر قرآن پديد آمد و آن چنان بالا گرفت كه آموزگاران و دانشآموزان بجان هم افتادند. اين مطلب به گوش عثمان رسيد و گفت: در حكومت من قرآن را تكذيب مىكنيد و آن را به دلخواه خود قرائت مىنماييد؟ قهرا آنهايى كه بعد از من خواهند آمد اختلافشان بيشتر خواهد بود، اى اصحاب محمد ٦ جمع شويد و براى مردم امامى بنويسيد.
اصحاب گرد هم آمدند و به نوشتن قرآن پرداختند، و چون در آيهاى اختلاف مىكردند و يكى مىگفت رسول خدا ٦ اين آيه را به فلانى ياد داد عثمان مىفرستاد تا با سه نفر شاهد از اهل مدينه بيايد آن گاه مىپرسيدند رسول خدا ٦ اين آيه را چگونه به تو ياد داده؟ آيا اينجور يا اينجور؟ مىگفت نه اينطور به من آموخته است، آيه را آن طور كه گفته بود در جاى خالى كه قبلا برايش گذاشته بودند مىنوشتند[٢].
باز در همان كتاب از ابن ابى داوود از طريق ابن سيرين از كثير بن افلح روايت كرده كه گفت: وقتى عثمان خواست مصاحف را بنويسد براى اين كار دوازده نفر از قريش و انصار را انتخاب نمود، ايشان فرستادند تا ربعه[٣] را كه در خانه عمر بود آوردند. عثمان با ايشان قرار گذاشت كه در هر قرائتى كه اختلاف كردند تاخير بيندازند تا از او دستور بگيرند.
محمد مىگويد: به نظر من منظور از تاخير انداختن اين بود كه آخرين عرضه قرآن را پيدا نموده آيه را بر طبق آن بنويسند (چون جبرئيل سالى يك بار همه قرآن را به رسول خدا ٦ عرضه مىكرد)[٤].
و نيز در آن كتاب است كه ابن ابى داوود به سند صحيح از سويد بن غفله روايت كرده كه گفت على (ع) فرمود: در باره عثمان جز خوبى نگوييد، زيرا
[١] الاتقان، ج ١، ص ٥٩.
[٢] الاتقان، ج ١، ص ٥٩.
[٣] ربعه جعبه كوچك و يا زنبيل را گويند.
[٤] الاتقان، ج ١، ص ٥٩.