ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠٩ - نقل و رد وجوهى كه در پاسخ به اين شبهه كه چرا ابراهيم(ع) براى مشركين طلب مغفرت نموده؟ گفتهاند
كسى هم سند نداده كه انبيا بايد در يك روز و بلكه در يك آن تمامى ادله نقلى را ياد بگيرند.
بعضى[١] ديگر گفتهاند مقصود از عصيان، معصيت پائينتر از شرك است.
اين بود جوابهايى كه از اشكال مذكور دادهاند، و هيچ يك از آنها صحيح نيست.
اما اولى براى اينكه اين ادعا كه شرك در شرايع قبل از اسلام جائز المغفرت بوده، ادعايى است بدون دليل، بلكه دليل بر خلاف آن هست، زيرا قرآن حكايت مىكند كه خداى تعالى خطاب كرده به آدم كه شريعتش اولين شريعت است، و به او فرمود:
(وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ)[٢]. و از مسيح (ع) كه شريعتش آخرين شريعت سابق بر اسلام است حكايت مىكند كه گفت:(إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ)[٣].
آرى، دقت در آيات مربوط به قيامت و بهشت و جهنم و همچنين آيات شفاعت و آياتى كه كلمات انبياء را در دعوتهاى خود حكايت مىكند، جاى هيچ ترديدى باقى نمىگذارد كه در همه شرايع اين معنا گوشزد بشر شده كه براى مشرك هيچ راه نجاتى نيست، مگر توبه قبل از مرگ.
اما دومى براى اينكه مقيد كردن مغفرت و رحمت به صورت توبه مشرك، تقيدى است بى دليل، علاوه بر اينكه مشرك توبه كار جزو(فَمَنْ تَبِعَنِي) است نه جزو(وَ مَنْ عَصانِي)، چون توبه از شرك متابعت ابراهيم است، و اگر مقصود از(مَنْ عَصانِي) چنين افرادى بودند ديگر معادله معنا نداشت، و يك طرفى مىشد.
و اما سوم و چهارم براى اينكه ظاهر آيه بر خلاف آن دو است، چون ظاهر آن اين است كه خداوند مشرك را در حين عصيان بيامرزد و رحم كند، نه بعد از آنكه توبه كرد و به اطاعت گراييد. علاوه، ظاهر آمرزش گناه، برداشتن آثار سوء آن است، حال يا در دنيا و يا مطلقا. و اما برداشتن عقاب دنيوى و تاخير آن به آخرت، آمرزش نيست، اگر
[١] تفسير روح المعانى، ج ١٣، ص ٢٣٥.
[٢] و آنانى كه كافر شدند و تكذيب كردند آيات ما را، آنها البته اهل دوزخند و در آتش هميشه معذب خواهند بود. سوره بقره، آيه ٣٩.
[٣] واقع اين است كه هر كس به خدا شرك بورزد خدا بهشت را بر او حرام مىنمايد، و جاى او در آتش است و ستمكاران هيچ ياورى ندارند. سوره مائده، آيه ٧٢.