ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٠ - بحث روايتى(رواياتى در باره شكر نعمت و چند روايت ديگر در ذيل آيات گذشته)
- يعنى در دنيا و آخرت[١]-(وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً ) اى سفيان اگر از ناحيه سلطان و يا كس ديگرى اندوهى به تو روى آورد زياد بگو لا حول و لا قوة الا باللَّه ، كه اين كلمه، كليد فرج و گنجى از گنجهاى بهشت است[٢].
مؤلف: در اين معنا، روايات بسيارى از طريق شيعه و سنى رسيده است.
و در كافى به سند خود، از عمر بن يزيد روايت كرده كه گفت: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: شكر هر نعمتى، هر قدر هم كه بزرگ باشد، اين است كه حمد خدا گويى[٣].
و در همان كتاب به سند خود، از حماد بن عثمان روايت كرده كه گفت: امام صادق (ع) از مسجد بيرون آمد، ديد مركبش گم شده، فرمود: اگر خدا مركبم را به من برگرداند حق شكر او را ادا خواهم كرد، چيزى نگذشت مركبش را آوردند، حضرت در شكر آن گفت: الحمد للَّه. شخصى پرسيد: فدايت شوم، مگر شما نفرموديد: هر آينه شكر خدا را آن طور كه حق او است بجا مىآورم؟ فرمود: مگر نشنيديد گفتم. الحمد للَّه[٤].
و در همان كتاب به سند خود، از ابى بصير روايت كرده كه گفت: خدمت امام صادق (ع) عرضه داشتم: آيا شكر خدا حدى دارد كه اگر بنده خدا به آن حد شكر كند، شكر خداى را كرده باشد؟ فرمود: آرى. عرضه داشتم: چيست؟ فرمود: در مقابل هر نعمتى، از اهل و مال كه به او داده، بگويد: الحمد للَّه، و اگر در نعمتى كه خداوند به او داده حقى باشد آن حق را ادا كند، و از همين باب است كه خداى تعالى به ما تعليم داده، در هنگام سوار شدن بر مركب بگوئيم(سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ) و نيز تعليم داده كه بگوئيم:(رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبارَكاً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ) و همچنين آيه شريفه(رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً)[٥].
و در تفسير عياشى، از ابى ولاد روايت شده كه گفت: به امام صادق (ع) عرض كردم مگر غير از اين است كه اين نعمتى كه داريم (ولايت اهل بيت) از ناحيه
[١] در نسخه روايت چنين است، اما ظاهرا بايد كلمه و در آخرت بعد از انهارا واقع شود.
[٢] الدر المنثور، ج ٤، ص ٧١.
[٣] كافى، ج ٢، ص ٧٩، ح ١٧.
[٤] كافى، ج ٢، ص ٧٩، ح ١٨.
[٥] كافى، ج ٢، ص ٧٨، ح ١٢.