ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٨ - معناى اينكه كافران راه خدا را كج مىخواهند(و يبغونها عوجا)
[معناى اينكه كافران راه خدا را كج مىخواهند(وَ يَبْغُونَها عِوَجاً)]
(وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً)- مفاد اين جمله اين است كه اينها نفس خود را از پيروى سنت خدا و تدين به دين او و تشرع به شريعت او باز مىدارند و به علاوه به سبب عناد و دشمنى كه با حق دارند، مردم را هم از ايمان به خدا و روز جزا و تشرع به شريعت او منصرف مىكنند، و در جستجوى اين هستند كه براى سنت و دين و شريعت خدا يك اعوجاج و كجى پيدا كنند (تا دشمنى خود را موجه جلوه دهند) و مردم را راضى كنند تا به هر سنتى از سنتهاى اجتماعى و بشرى هر قدر هم كه خرافى باشد عمل كنند و به اين وسيله، ضلالت براى آنان مسجل و حتمى گردد، و اين همان مرحلهاى است كه خدا در بارهاش فرمود:(أُولئِكَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ).
از مطالبى كه گذشت معلوم شد كه آنچه بعضى[١] گفتهاند كه: مراد از جمله(يَبْغُونَها عِوَجاً) اين است كه مىچرخند تا براى دين خدا كجى و اعوجاج پيدا نموده آن را معيوب و ناقص جلوه دهند و به اين وسيله مردم را از آن منصرف سازند ، صحيح نيست. و همچنين مطلبى كه بعضى[٢] ديگر گفتهاند كه: مراد اين است كه مىگردند بلكه اعوجاجى در دين ببينند و آن را ده چندان نموده دين خدا را بدان وسيله كج و معوج جلوه دهند، نيز صحيح نيست .
و همچنين اينكه بعضى[٣] ديگر گفتهاند كه: مراد اين است كه مىخواهند با تبليغات سوء اهل دين را منحرف و كج و معوج بار بياورند و با رواج فساد در ميان مؤمنين، معارف دين را هم فاسد جلوه دهند ، صحيح نيست و وجه صحيح نبودن آنها روشن است.
(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ ...).
كلمه لسان در اينجا مانند آيه(بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ)[٤] به معناى لغت است، و ضمير در كلمه قومه به رسول و در كلمه لهم به قوم بر مىگردد، و حاصل معنا چنين مىشود كه: ما هيچ رسولى را نفرستاديم مگر به زبان مردمش و به لغت و واژه ايشان تا بتواند احكام را براى آنان بيان كند.
ولى بعضى[٥]- به طورى كه در كشاف آمده- دچار خبط و اشتباه بزرگى شده ضمير
[١] ( ١ و ٢) روح المعانى، ج ١٣، ص ١٨٣، ط بيروت.
[٢] ( ١ و ٢) روح المعانى، ج ١٣، ص ١٨٣، ط بيروت.
[٣] تفسير كشاف، ج ٢، ص ٥٣٧.
[٤]( و مردم را) بر زبان و لغت عربى فصيح( هدايت كنى). سوره شعراء، آيه ١٩٥.
[٥] تفسير كشاف، ج ٢، ص ٥٣٩.